نظارت و بازرسی در اسلام

مقدمه
یکی از حیاتی ترین ارکان یک مدیریت سالم و کارامد وجود یک نظام کامل و دقیق نظارت و بازرسی است. البته ضرورت وجود نظارت به معنای نداشتن اعتماد به کارکنان سازمان نبوده و سفارش به داشتن یک نظام قوی نظارتی نیز به معنای توصیه به نداشتن اعتماد به کارکنان نیست، بلکه باید در یک عبارت کوتاه گفت: «اعتماد در سازمان خوب است، ولی نظارت لازم است. » و این دو تصاد و منافاتی با هم ندارند; چرا که نظارت، تنها جست و جو برای دست یابی به نقاط ضعف و کاستی های کارکنان سازمان نیست،بلکه در نظارت، هم باید به دنبال نقاط قوت و توانایی های افراد بودو هم به دنبال نقاط ضعف و کاستی های آنان; زیرا شناخت نقاط مثبت واستعدادها و توانایی های افراد نقش به سزایی در بالا بردن کارایی سازمان دارد و مدیریت سازمان با توجه به توانایی های شناخته شده افراد، می تواند تصمیمات معقول و صحیح تری در مورد کارکنان سازمان ونقش های سازمانی آن ها بگیرد. و این، هم کارایی و موفقیت سازمان را به دنبال خواهد داشت و هم به رشد و تکامل و پیشرفت کارکنان سازمان کمک خواهد کرد. از آن جا که دین مبین اسلام دینی کامل و جامع و پاسخ گوی تمام نیازهای تکاملی انسان است. و هر آنچه تکامل و سعادت انسان در گرو آن باشد در آموزه های دینی یافت می شود، در این زمینه نیز دستوراتی دارد و مدیران مسلمان رابه داشتن یک نظام دقیق، جدی و عادلانه نظارت و بازرسی سفارش می کند;چراکه سلامت و موفقیت هر سازمانی وابسته به وجود نظام نظارتی دقیق در آن سازمان است. این نوشتار در سه فصل تهیه شده که فصل اول به بحث نظارت در مدیریت پرداخته، در فصل دوم به این مساله اشاره شده که نظارت بر عملکردانسان ها یکی از سنت های ثابت الهی است و خداوند متعال همواره ناظراعمال انسان هاست و در فصل سوم نیز به برخی از دستورات پیامبرگرامی اسلام(ص) و ائمه هدی علیهم السلام اشاره شده است. در ادامه نیز نیم نگاهی به سیره عملی پیامبر گرامی اسلام(ص) و حضرت امیر مومنان، علی(ع) افکنده شده است. نظارت در مدیریت یکی از ضرورت ها در موفقیت برنامه های سازمان ها وجود یک نظام دقیق نظارتی است. انجام فعالیت های سازمان همراه با موفقیت نخواهد بود، مگر آن که نظارت و بازرسی های لازم نسبت به آن صورت گیرد. وجود یک نظم نظارتی در سازمان، مدیریت را نسبت به نحوه تحقق هدف هاو انجام عملیات آگاه ساخته و او را قادر می سازد که پیگری های لازم را انجام دهد. سازمان بدون داشتن یک نظام دقیق نظارت، نمی تواند به تمام اهداف مورد نظر خود دست یابد و از امکانات و منابع موجود، به نحو مؤثر ودرست استفاده کند. اطمینان از این که اجرای برنامه و هدایت آن درست انجام می شود و درصورت مشاهده انحراف، برای تصحیح آن اقدام لازم به عمل می آید،نیازمند یک نظام مؤثر و دقیق نظارتی است. بنابراین، یکی از وظایف اساسی مدیر، نظارت و کنترل است که البته این وظیفه با سایر وظایف مدیر رابطه تنگاتنگ دارد. در این میان، ارتباط نظارت و کنترل با برنامه ریزی بیش تر و روشن تراست; زیرا در صورت وجود نظارت و کنترل است که برنامه ریز به صحت ودرستی پیش بینی های خود پی می برد. از سوی دیگر، نظارت نیز بدون وجود برنامه، مفهومی ندارد و کاری عبث و بیهوده خواهد بود. به دلیل این ارتباط تنگاتنگ میان نظارت و برنامه ریزی است که برخی از نویسندگان علم مدیریت، نظارت و برنامه ریزی را به دو تیغه یک قیچی تشبیه کرده اند که بدون هر یک از تیغه ها، قیچی قادر به کارکردن نیست و فایده ای نخواهد داشت (1) . تعریف «نظارت » «نظارت » فعالیتی است که «بایدها» را با «هست ها»،«مطلوب ها» را با «موجودها» و «پیش بینی ها» را با«عملکردها» مقایسه می کند و نتیجه این مقایسه، تصویر روشنی ازتشابه یا تمایز بین این دو گروه از عوامل خواهد بود که در اختیارمدیران سازمان ها قرار می گیرد تعاریف گوناگونی از نظارت و کنترل ارائه شده است که در همه آن ها یک نقطه اشتراک وجود دارد و آن این که نظارت عبارت است از مقایسه بین آنچه هست و آنچه باید باشد. عده ای از نویسندگان مدیریت، «نظارت » را چنین تعریف می کنند: «نظارت عبارت است از سنجش و اصلاح عملکرد برای به دست آوردن این اطمینان که هدف های سازمان و طرح های اجرایی آن با کامیابی به انجام رسیده است » (2) . فرایند نظارت فرایند نظارت و کنترل دارای چهار مرحله اساسی است: 1- تعیین استانداردها و معیارهایی برای اندازه گیری 2 -اندازه گیری عملیات و عملکرد 3 -مقایسه عملکرد با استانداردها 4 -اقدامات اصلاحی اقدامات چهارگانه مزبور در مورد نظارت، در نمودار ذیل نشان داده شده است: (3) . 1 تعیین استانداردها و معیارهایی برای اندازه گیری (4) تعیین استاندارد که برای موفقیت و کارایی یک نظام نظارتی لازم است عبارت است از بیان هدف های سازمان در قالب نتایج قابل اندازه گیری ودقیق. در تعیین استاندارد و معیار، تاکید اصلی بر این است که اهداف سازمان به صورت کمی و قابل سنجش بیان شوند; چراکه اهدافی که به صورت کیفی بیان گردند، قابل اندازه گیری و سنجش نخواهند بود و این،نظارت را با مشکل مواجه خواهد کرد. لذا، اهداف کیفی و کلی را باید به صورت هدف های ریز و کوچک و به صورت اعداد و ارقام ذکر کرد تا هنگام نظارت بتوان آن ها را موردارزیابی و سنجش قرار داد. در یک تقسیم بندی کلی، می توان استانداردها را به دو نوع عمده تقسیم کرد: 1- استانداردهای کمی: استانداردهای هزینه، درآمد سرمایه، و برنامه از این قبیل است. 2- استانداردهای کیفی: این نوع از استانداردها بر کیفیت تولیدات یا خدمات نظر دارند و مطلوبیت آن ها را تعیین می کنند. در یک تقسیم بندی دیگر، استانداردها را بر اساس نحوه به دست آمدنشان، در چند گروه طبقه بندی می کنند: (5) 1 -استانداردهای تاریخی: (6) این نوع استانداردها براساس تجربیات و اطلاعات گذشته به دست آمده وبه همین دلیل، استانداردهای تاریخی نام دارند. 2- استانداردهای تطبیقی یا خارجی (7) این نوع استانداردها از سایرسازمان ها و واحدهای مشابه اقتباس می شوند. 2- اندازه گیری عملکرد و عملیات (8) یکی از مراحل مهم و اساسی در فرایند نظارت، تهیه و جمع آوری اطلاعات لازم در مورد عملکرد و عملیات است. یک نظام نظارتی بدون در اختیار داشتن اطلاعات کافی، صحیح و به موقع نمی تواند نقش مؤثری ایفا کند. بنابراین، طراحی یک شبکه اطلاعاتی که قادر باشد برای مسوولان اطلاعات لازم را فراهم سازد و به موقع در اختیار آنان قرار دهد، در نظارت حیاتی و ضروری است. و از آن جا که نظارت دایمی و مستمر بر عملکرد افراد و یا فرایندکارها، به دلایل متعدد از جمله هزینه و وقت زیاد، امکان ندارد، لازم است که در جمع آوری اطلاعات به نقاط مهم و حساس توجه بیش تر داشته باشیم و اطلاعات مربوط به آن ها را جمع آوری نماییم; چراکه این کارموجب به دست آوردن نتایج بیش تر با هزینه و وقت کم تر می شود. یکی از مسائل اساسی که در نظام های نظارتی نقش مهمی دارد و درنظام های اطلاعاتی مدیریت مورد بحث و توجه قرار می گیرد، وجود اطلاعات مناسب است; چراکه اطلاعات اضافی و زاید به همان اندازه مشکل آفرین است که اطلاعات ناقص مساله ساز می باشند. مدیران گاهی به دلیل اطلاعات بیش از حدی که به دست آن ها می رسد و یابه دلیل آن که این اطلاعات بر حسب نیازها درجه بندی نشده اند، اگر همه وقت خود را نیز صرف مطالعه آن ها نمایند باز هم با کمبود وقت مواجه خواهند شد. شبکه اطلاعاتی باید طوری طراحی و تنظیم شود که اطلاعات لازم را دراختیار مسوولان قرار دهد، اما از دادن اطلاعات اضافی و زاید بپرهیزدپس در این مرحله، دو نکته اساسی وجود دارد: یکی این که نظارت درکجا باشد و دوم این که این اطلاعات به دست آمده به چه اندازه باشدمقایسه اطلاعات با استانداردها (9) مرحله سوم در فرایند نظارت این است که اطلاعات مربوط به عملکردواقعی و عملیات انجام شده را با استانداردها و معیارها مقایسه وتطبیق کنیم. مقایسه اطلاعات واقعی با شاخص ها و استانداردها باید به گونه ای باشدکه هم قابل فهم باشد و هم امکان تصمیم گیری و اقدامات اصلاحی راممکن سازد. در ارائه اطلاعات و مقایسه آن با استانداردها، بهتر است ازجدول هایی استفاده شود که مقایسه آن ها برای مسوولان و مدیران آسان باشد و گزارش ها در این مورد به گونه ای تهیه شود که مطالعه آن ها وتجزیه و تحلیلشان کار دشواری نباشد. در صورتی که ارقامی که باید مقایسه شوند، زیاد باشد و به شکل منظم میزان انحراف از معیارها را نشان دهند، بهتر است از رایانه نیزاستفاده شود. اقدامات اصلاحی پس از این که میان عملکرد یا عملیات واقعی و استانداردها مقایسه وتطبیق انجام شد، در صورتی که نتیجه حاصل از مقایسه حاکی از آن باشد که پیش بینی ها به درستی عمل شده و عملکرد با استاندارد مطابقت دارد، در آن صورت، هیچ اقدامی لازم نیست. اما اگر نتیجه مقایسه حاکی از وجود انحرافات و مغایرت هایی میان عملکرد واقعی و استاندارد باشد، باید علت یا علت های این مساله راجست وجو کرده و در جهت رفع آن ها و انجام اقدامات اصلاحی اقدام کردالبته هدف اصلی یک نظام مؤثر نظارتی این است که با نظارت دقیق برکارها بتواند از هرگونه اشتباه و انحراف جلوگیری کند و عملکرد وعملیات را با برنامه های پیش بینی شده و اهداف مورد نظر تطبیق نمایدولی احتمال این که عملکرد واقعی یا عملیات انجام شده کاملا بااستانداردها و برنامه ها منطبق باشد و دارای هیچ گونه انحراف یاتغییری نسبت به پیش بینی های انجام شده نباشد بسیار کم است. لذا، اگر اقدامات اصلاحی انجام نشود نظام نظارتی ناقص و بی نتیجه خواهد بود و هیچ گونه آثار مثبتی در پی نخواهد داشت. ذکر این نکته نیز لازم است که اگر اختلاف بین نتایج به دست آمده وپیش بینی های برنامه زیاد باشد، بهتر است خود برنامه و هدف های آن نیز مورد تجدید نظر قرار گیرد; زیرا یا توجه لازم و مناسب به منابع و امکانات موجود نشده و یا این که پیش بینی ها و جهت گیری برنامه ریزی اشتباه بوده است که در هر دو صورت، انجام اقدامات اصلاحی و تصحیح انحرافات، لازم و ضروری است. ویژگی های نظارت مؤثر 1- دقت: یکی از ضرورت ها در مؤثر بودن نظام نظارتی، دقت آن است;یعنی: بایداطلاعات به دست آمده کاملا دقیق باشند. 2- به موقع بودن: نظارت باید به موقع صورت گیرد و گزارش آن بایدهرچه سریع تر دراختیار مدیران قرار گیرد تا اقدامات اصلاحی را در صورت نیازانجام دهند. 3- مبتنی بر هدف و برنامه بودن: نظارت مؤثر، نظارتی است که مبتنی بر هدف و برنامه مشخصی باشد. 4- تاکید بر نقاط راهبردی: از آن جا که نظارت بر تمام کارها وعملیات ممکن نیست و چنین کاری ضرورتی هم ندارد، نظارت باید توجه اصلی خود را بر نقاط حساس و راهبردی معطوف دارد. منظور از نقاط حساس و راهبردی نقاطی است که انحراف و اشتباه درآن ها موجب صدماتی سنگین می شود. بنابراین، نظارت بر آن ها موجب کارایی بیش تر می شود. 5- انعطاف پذیری: از آن جایی که بیش تر سازمان ها در محیطی پویا ومتحول کار می کنند، یک نظام نظارتی خشک و غیر منعطف با آن ها مناسبت ندارد و نظام نظارتی باید به گونه ای باشد که بتواند خود ار با تغییرات و تحولات محیطی منطبق کند. 6- مقرون به صرفه بودن: نظارت مستلزم صرف هزینه و زمان است بنابراین، هزینه اجرای نظارت باید کم تر از فواید حاصل از نظام نظارتی باشد. 7- تناسب با مقتضیات: نظام نظارتی سازمان باید طوری طراحی و اجراشود که با کارها،عملیات و پست های گوناگون تناسب داشته باشد; چرا که هر کاری و هرپستی در سازمان نظارت خاصی را می طلبد و نظام نظارت در صورتی مؤثرخواهد بود که به این اصل مهم توجه داشته باشد 8- مقبولیت داشتن: نظارت های شدید و خشک موجب ایجاد روحیه مقاومت در کارکنان شده، به تضعیف روحیه و کاهش بازدهی منجر می شود بنابراین، برای ایجاد یک نظام نظارتی مؤثر و کارا، رعایت نکات ذیل ضروری است: الف- حمایت مدیران عالی سازمان ب -اطلاع و اشتراک تمامی مدیران ج- توجیه تمامی کارکنان د- ایجاد ارتباطات مناسب 9- توجه به اهداف سازمان: هدف نهایی از نظارت، رسیدن به هدف های سازمان است. جمع آوری اطلاعات، تعیین استانداردها و...، همه ابزاری هستند برای دستیابی به هدف های اصلی سازمان. نظارت;سنت ثابت الهی یکی از سنت های ثابت الهی، نظارت کامل، دقیق و مداوم بر اعمال ونیات انسان ها و بازرسی و ارزیابی آن هاست خداوند متعال در این دنیا، دقیقا بر تمام اعمال، گفتار و نیات انسان ها نظارت دارد و برمبنای همین نظارت دقیق و کامل است که در روز قیامت، همه کارهای انسان را مورد ارزیابی و سنجش قرار می دهد و پاداش یا کیفر مناسب را برای هر یک از آن ها تعیین می کند. خداوند سبحان، در قرآن کریم بارها در آیات متعدد، مساله نظارت و بازرسی اعمال بندگانش رامطرح کرده و خود را شاهد و ناظر کارهای بندگان خود معرفی می نماید: «و قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله والمومنون و ستردون الی عالم الغیب و الشهاده فینبئکم بما کنتم تعملون » (توبه:105); (ای پیامبر)، بگو عمل کنید، خداوند و رسول خدا و مومنان اعمال شما رامی بینند و به زودی به سوی کسی باز می گردید که پنهان و آشکار رامی داند و شما را به آنچه عمل می کردید خبر می دهد همچنان که از این آیه شریفه استفاده می شود و در آیات دیگر قرآن و روایات معصومان علیهم السلام بیان شده است، خداوند متعال علاوه بر این که تمام کارهای انسان ها را می بیند و آن ها را به دقت زیر نظر دارد،افکار و نیات انسان ها نیز تحت نظارت کامل و دقیق الهی است. بااندک تاءملی در آیات قرآن کریم و روایاتی که از پیامبر(ص) و ائمه هدی علیهم السلام رسیده، چنین برداشت می شود که شش گروه، کار نظارت بر اعمال و افکار و نیات انسان ها را بر عهده دارند: 1- خداوند سبحان: پیش از همه و برتر و بالاتر از همه، ذات پاک خداوند بر اعمال ورفتار و نیات بندگانش نظارت می نماید و در قرآن کریم در این باره می فرماید: «و ما تکون فی شان و ما تتلوا منه من قرآن و لا تعملون من عمل الا کنا علیکم شهودا اذ تفیضون فیه.. .» (یونس: 61); در هرحال که باشی و هر آیه ای از قرآن که بخوانی و هر کاری را انجام دهید، ما شاهد و ناظر بر شما هستیم، هنگامی که در آن کار واردمی شوید. پس نخستین ناظر بر اعمال انسان، خود خداوند متعال است حضرت امام خمینی(ره) نیز فرمودند: «عالم محضر خداست در محضر خدامعصیت نکنید.» واقعیت این است که اگر انسان این حقیقت را همیشه نصب العین خودقرار دهد و خداوند متعال را همواره شاهد و ناظر بر کارهای خودبداند و به عبارت دیگر، خود را همواره در محضر خدا ببیند، ازهرگونه لغزش و خطا و خیانت مصون خواهد ماند پر واضح است که نظارت و شهادت خدای متعال، برای همه چیز و همه کس کافی است و ضرورتی به وجود ناظران دیگر احساس نمی شود، اما لطف خداوند و عدالت او ایجاب می کند که ناظران و شاهدان دیگری نیز برای نظارت بر کارهای انسان هامعین نماید 2- پیامبران و امامان علیهم السلام قرآن کریم در این باره می فرماید:«فکیف اذا جئنا من کل امه بشهید و جئنا بک علی هولاءشهیدا» (نساء: 41); چگونه خواهد بود آن روز که از هر امتی گواهی می آوریم و تو (پیامبر خاتم) را گواه بر این امت (اسلام) قرارمی دهیم. خداوند متعال در این آیه می فرماید که پیامبر گرامی اسلام(ص) در روز قیامت، بر امت خود گواهی خواهد داد و روشن است که گواهی آن روز، بدون وجود نظارت در این دنیا، درست نخواهد بود. لذا، پیامبرص در این دنیا ناظر بر اعمال امت خود می باشددر ذیل این آیه شریفه، امام صادق(ع) می فرماید: «این آیه درباره امت محمدص نازل شده که در هر قرنی برای آن ها، امامی از ما خواهدبود گواه بر آنان و محمدص گواه بر همه ماست » (10) . 3- فرشتگان: علاوه بر نظارت خداوند متعال و پیامبران و امامان علیهم السلام عده ای از فرشتگان نیز مامور نظارت بر اعمال و رفتار و نیات انسان ها می باشند. قرآن کریم در این باره می فرماید:«و جاءت کل نفس معها سائق وشهید» «ق: 21) ; در آن روز (قیامت)، هر انسانی وارد صحنه محشرمی شود، در حالی که فرشته ای با اوست که او را به سوی حساب سوق می دهد و شاهدی از فرشتگان است که بر اعمال او شهادت می دهد. 4- اعضای بدن انسان: همه اعضای بدن انسان، شاهد و ناظر اعمال اومی باشند، اما در قرآن کریم به نظارت و گواهی چند تا از آن ها تصریح شده است. از جمله آن ها می توان به زبان، دست، پا، چشم و گوش اشاره کردآیه 24 سوره مبارکه نور می فرماید:«یوم تشهد علیهم السنتهم وایدیهم و ارجلهم بما کانوا یعملون »; روزی که زبان و دست و پای آنان، به آنچه انجام داده اند شهادت خواهد داد. 5- زمان: زمان نیز که یکی از مخلوقات الهی است که به اذن خداوندمتعال، دراین دنیا بر اعمال و رفتار انسان ها نظارت داردو در قیامت گواهی وشهادت خواهد داد. حضرت امیرالمؤمنین، علی(ع) می فرماید: «هیچ روزی بر فرزند آدم نمی گذرد، مگر این که به او می گوید: ای فرزند آدم، من روز تازه ای هستم و بر تو گواه هستم. در من سخن نیکو و خوب بگو و کار نیک انجام بده تادر قیامت به نفع تو گواهی دهم.» (11) 6- زمین: زمینی که زیر پای ما قرار دارد و ما همواره میهمان آن هستم و ازما با انواع نعمت ها و برکاتش پذیرایی می کند مراقب و ناظر اعمال ورفتار ماست و در روز قیامت آن ها را بازگو خواهد کرد خداوند متعال در این مورد می فرماید:«اذا زلزلت الارض زلزالها و اخرجت الارض اثقالها و قال الانسان مالها یومئذ تحدث اخبارها» (زلزال: 1 5);هنگامی که زمین شدیدا به لرزه درآید و زمین بارهای سنگینش را خارج سازد و انسان می گوید زمین را چه می شود (که این گونه می لرزد) در آن روز، زمین تمام خبرهای خود را بازگو می کند. از این آیات استفاده می شود که زمین در قیامت اخبار خود را بازگو خواهد کرد و این یقینامسبوق به نظارتی است که دراین دنیا بر اعمال انسان ها دارد. اهدف از نظارت الهی هدف از این نظارت دقیق، گسترده و کامل و وجود این همه ناظر و شاهدبر اعمال و رفتار و نیات انسان ها، این است که انسان، خود راهمواره در محضر خدا و سایر ناظران احساس کند و آن ها را شاهد وناظر اعمال خود ببیند تا کم تر به سوی نافرمانی خدا و زیر پاگذاشتن قوانین و مقررات الهی کشیده شود. حال این سؤال مطرح می شود که چرا علی رغم این گونه اعتقادات،نافرمانی و سرپیچی از دستورات و قوانین الهی وجود دارد؟در جواب،باید گفت که این به دلیل عدم توجه کامل و غفلت انسان ها از این نکته مهم اعتقادی است، و گرنه انسانی که خود را همیشه در محضر خداو پیامبر و دیگر ناظران ببیند و آن ها را شاهد و ناظر بر کارهای خود بداند، به هیچ وجه، جرات معصیت به خود نمی دهد و نافرمانی حق نمی کند. ارزیابی و سنجش اعمال خداوند متعال تنها به نظارت صرف بر اعمال بندگانش اکتفا نمی کند،بلکه پس از نظارت و بررسی دقیق بر کارهای بندگان، اعمال و رفتارآن ها را مورد ارزیابی و سنجش قرار می دهد و بر اساس همین ارزیابی وسنجش نتایج به دست آمده از آن، پاداش ها یا مجازات هایی به تناسب،در نظر می گیرد. در آیات و روایات بسیاری سخن از «وزن » و «موازین » آمده و گفته شده است که روز قیامت، میزان های عدل برپا می گردد و کارهای خوب وبد مردم را می سنجند. آن گاه کسانی که کارهای مثبت و خوبی داشته باشند به پاداش الهی نایل می شوند و کسانی که کارهای بد و ضعیفی داشته باشند، مجازات کارهای خود را می چشند. خداوند سبحان در آیه 47 سوره مبارکه انبیاء چنین می فرماید: «ونضع الموازین القسط لیوم القیامه فلا تظلم نفس شیئا و ان کان مثقال حبه من خردل اتینا بها و کفی بنا حاسبین »; ما تروازوهای عدل رادر روز قیامت نصب می کنیم. به هیچ کس کم ترین سمتی نمی شود و اگر به مقدار سنگینی یک دانه خردل(کار نیک یا بدی باشد) ما آن را حاضر می کنیم و کافی است که ماحساب کننده باشیم. روز قیامت، که در قرآن از آن به عنوان روز جزا نیز تعبیر شده است،روز برقراری میزان اعمال و بررسی و ارزیابی اعمال و رفتار و نیات خوب و بد مردم می باشد. با توجه به بعضی از آیات، چنین استنباط می شود که نخستین واساسی ترین مساله در قیامت، همان سنجش و ارزیابی اعمال انسان هاست،چنان که خداوند متعال می فرماید: «سنفرغ لکم ایها الثقلان »(الرحمن:); ای انس و جن، به زودی به حساب شما رسیدگی خواهیم کرد. پس اولین مساله در قیامت، رسیدگی به اعمال نیک و بد انس و جن وبررسی و ارزیابی آن هاست و بدین وسیله است که مقدار تکامل و کرامت وشرافت انسان ها معلوم خواهد شد. در روایتی از امام جعفر صادق ع چنین نقل شده است: بین سلمان فارسی;و مردی خصومت و دعوایی شد. آن مرد (با تمسخر) به سلمان گفت: تو چه کسی و چه چیزی هستی؟ سلمان; گفت: آغاز وجود من وتو نطفه ای آلوده و آخر من و تو مرداری گندیده است پس وقتی روز قیامت بر پا شود و میزان های سنجش اعمال نصب گردند، هر کس که میزان های عملش سنگین باشد، کریم است و هر کس که میزان های عملش سبک باشد، پست و لئیم (12) مراحل نظارت و ارزیابی در علم مدیریت، گفته می شود که در یک نظام نظارت و ارزیابی درست وموفق، باید مراحل ذیل طی شود: الف- تعیین نتایج مورد انتظار یا بایدها ب -تعیین الگوهای مطلوب ج- تعیین نحوه جمع آوری اطلاعات (طراحی شبکه اطلاعاتی) د- ارزیابی اطلاعات و نتیجه گیری این مراحل، در ارزیابی و نظارت الهی نیز مشهود است و نظارت دقیق وعادلانه خداوند متعال بر اعمال و نیات انسان ها با پیمودن دقیق وجدی این مراحل، انجام می شود: مرحله اول تعیین نتایج مورد انتظار (بایدها) خداوند متعال با فرستادن هزاران پیامبر: و چندین کتاب آسمانی، در هر عصر و زمانی و برای هر امتی،راه سعادت و تکامل را مشخص نموده است. با فرستادن خاتم پیامبران ص و قرآن کریم نیز نعمت خود را بر بندگان تکمیل کرده، بایدها را تعیین نموده و راه صلاح و رستگاری رانمایانده است. خداوند متعال در قرآن می فرماید: «انا هدیناه السبیل اما شاکرا واما کفورا»(انسان: ); ما راه را به او نشان دادیم; خواه شاکرباشد و بپذیرد یا کفران کننده باشد و نپذیرد. مرحله دوم تعیین الگوهای مطلوب خداوند علاوه بر این که انسان را هدایت نموده و راه تکامل و سعادت ورستگاری را به او نمایانده، الگوها و میزان هایی نیز برای او مشخص کرده است. این الگوها و اسوه ها، پیامبران و امامان: و افراد صالح می باشنداز حضرت امام صادق ع در تفسیر آیه شریفه «و نضع الموازین القسط.. » سؤال شد، فرمودند: «میزان ها و معیارها، پیامبران و جانشینان آان هستند» (13) . در روایت دیگری، نقل شده است که: «میزان ها و معیارها، امیرمومنان، علی ع، و امامان که فرزندان اویند می باشند» (14) به همین دلیل، در زیارت مطلقه امیر مومنان، علی ع می خوانیم: «السلام علی میزان الاعمال »; درود بر میزان سنجش اعمال. این به این معناست که هر مسلمانی را از نظر ایمان و اخلاق و اعمال،با آن حضرت مقایسه می نمایند; هر کس که باهت بیش تری به آن حضرت داشته باشد به مقامات عالی تکامل انسانی نزدیک تر بوده و هر چه شباهت کم تر باشد، از تکامل و سعادت دورتر است. مرحله سوم جمع آوری اطلاعات (طراحی شبکه اطلاعاتی)اطلاعات مورد نیاز برای ارزیابی و سنجش اعمال و رفتار انسان ها به صورت دقیق و کامل جمع آوری می شود و هیچ چیزی از قلم نمی افتد،چنانکه خداوند متعال می فرماید: «فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره ومن یعمل مثقال ذره شرا یره » (زلزال: 98)، هر کس به اندازه مثقالی، کار خیر یا شر انجام داده باشد در روز قیامت به آن رسیدگی خواهد شد همان گونه که گفته شد، به منظور نظارت بر اعمال و رفتارانسان ها و جمع آوری اطلاعات لازم برای ارزیابی و سنجش کارهایشان،ناظران متعددی، کار نظارت بر کارهای انسان را بر عهده دارند و برتمام کارها و رفتار و افکار و نیات انسان دقیقا نظارت می کنند و به صورت کامل و جامع، ثبت و ضبط می نمایند. البته بی شک، نظارت خداوند متعال به تنهایی کافی است، اما تعددناظران و شاهدان اعمال و رفتار انسان، هم اتمام حجت برای انسان است و هم اثرات تربیتی قوی تری دارد. مرحله چهارم: ارزیابی اطلاعات و نتیجه گیری مرحله نهایی در نظارت وارزیابی این است که با توجه به اطلاعات به دست آمده، عملکرد شخص را با معیارها و بایدها مقایسه و اعمال اورا ارزیابی نمایند این کار نیز در قیامت با دقت انجام می شود و پس از بررسی کامل اعمال انسان ها و ارزیابی دقیق کارکرد آن ها، انسان هابه دو گروه عمده تقسیم می شوند: 1- گروه اول کسانی هستند که نتیجه ارزیابی آن ها مثبت است اینان رستگار هستند و به سعادت واقعی و ابدی ست یافته اندقرآن می فرماید: «فمن ثقلت موازینه فاولئک هم المفلحون »(مومنون:102);آنان که میزان های عملکردشان سنگین است رستگاراننددر جای دیگری نیز می فرماید: «فهو فی عیشه راضیه » (قارعه:7); پس او در یک زندگی خشنودی خواهد بود. 2- گروه دوم کسانی هستند که نتیجه ارزیابی آن ها منفی است اینان زیانکار هستند و پناهگاهشان جهنم است و جزای اعمال زشت خودرا در آن جا خواهند دید. قرآن کریم می فرماید:«و من خفت موازینه فاولئک الذین خسرواانفسهم » (مومنون:103);کسانی که میزان های عملشان سبک است، آن ها به خود ستم کرده اندو در جای دیگری می فرماید: «فامه هاویه » (قارعه:.9); پناهگاه آن ها جهنم است. نکاتی درباره نظارت و ارزیابی الهی در نظارت خداوند متعال براعمال و رفتار انسان ها و ارزیابی و سنجش اعمال آن توسط خدا وفرشتگان، چندنکته مهم وجود دارد که به اختصار ذکر می شوند 1- دقت در نظارت از آیات قرآن کریم و روایات ائمه هدی:: به خوبی استفاده می شود که در نظارت بر اعمال انسان ها و بررسی و ارزیابی کارهای آن ها درقیامت، دقت و موشکافی کامل خواهد شد. خداوند متعال در قرآن کریم، یکی از سفارشات لقمان به فرزندش راچنین نقل می کند که لقمان به فرزندش گفت: «یا بنی، انها ان تک مثقال حبه من خردل فتکن فی صخره او فی السماوات او فی الارض یاءت بها الله »(لقمان:16)پسرم، اگر به اندازه سنگینی دانه خردلی (عمل خوب یا بد)باشد و در دل سنگی یا در گوشه ای از آسمان ها یا زمین پنهان گرددخداوند آن را (در روز قیامت برای حسابرسی) خواهد آورد. این به معنای این است که در نظارت خداوند متعال بر اعمال و رفتارو نیات انسان ها و ارزیابی خدا از اعمال، حتی کوچک ترین و کم اهمیت ترین کارها و رفتارها از نظر دور نمی ماند و محاسبه خواهد شد. 2- عمومیت نظارت و ارزیابی نظارت خداوند متعال بر اعمال بندگان و ارزیابی حضرت حق از عملکردآنان، عمومیت دارد و منحصر به انسان های معمولی نیست، بلکه انسان هایی والا نیز که نزد خدا ارج و منزلتی دارند، مثل فرستادگان خدا و امامان: و رهبران امت ها نیز مورد نظارت دقیق و ارزیابی قرارخواهند گرفت خداوند متعال در آیه 6 سوره اعراف می فرماید: «ولنسئلن المرسلین » (اعراف:6); همانا از پیامبران سؤال خواهیم کرد (که آیا رسالت خویش را به نحو احسن انجام داده اند؟) حضرت امیرالمؤمنین ع نیز در بیان همین مطلب می فرماید: پیامبران: نگه داشته می شوند و از آنان سؤال می شود که آیا رسالت خویش را به امت های خودرسانده اند یا نه؟ و آن ها خبر می دهند که این وظیفه را انجام داده اند» (15) . 3- ارزیابی خدا از سر اطلاع خداوند متعال، عالم به غیب و شهود است و همه چیز را، اعم از پنهان یا آشکار می داند. نظارت و سؤال و سنجش از جانب او و گماشتن چندین شاهد و ناظر برای نظارت و گواهی بر اعمال بندگان، به منظور کسب اطلاع خودش نیست،بلکه برای اتمام حجت بر انسان ها و آگاهی آن ها از نتایج اعمال خودشان می باشد قرآن کریم می فرماید: «فلنقصن علیهم بعلم و ما کناغائبین » (اعراف:7); ما با علم و آگاهی خویش، تمام اعمال آن ها رابرایشان شرح می دهیم; زیرا هرگز از آن ها غافل نبودیم. نتیجه از آن جا که خداوند متعال بهتر از هر کس دیگر، با ویژگی ها و روحیات انسان آشناست و انسان را کاملا می شناسد چرا که خالق اوست و باتوجه به این که خداوند متعال خودش بر اعمال انسان نظارت می کند وحتی علاوه بر خودش، ناظران دیگری نیز معین نموده و این همه تاکیدبر روی نظارت و بررسی اعمال انسان می کند، می توان استدلال کرد که نظارت بر انسان، یک کار ضروری و لازم است و مدیران مسلمان مجموعه هاو سازمان های اسلامی نیز باید خود را موظف به نظارت بر عملکرد افرادسازمان خود نمایند و عملکرد آن ها را دقیقا ارزیابی کنند. نظارت در مدیریت اسلامی یکی از ضرورت ها در یک مدیریت سالم و موفق، وجود یک نظام کامل نظارت و بازرسی است و از آنجا که دین مبین اسلام، دینی کامل و جامع است و پاسخگوی تمام نیازهای تکاملی انسان می باشد و هر آنچه که تکامل و سعادت انسان در گرو آن باشد در آموزه های دینی یافت می شود،در این زمینه نیز دستوراتی دارد و مدیران مجموعه ها و سازمان های اسلامی را به داشتن یک نظام دقیق، جدی، و عادلانه نظارت و بازرسی سفارش می نماید، چرا که سلامت و موفقیت هر مجموعه و سازمانی وابسته به وجود نظارت و بازرسی دقیق در آن سازمان است. حضرت امیر مومنان، علی ع، در عهدنامه معروف مالک اشتر، درباره نظارت چنین دستور می دهند: «با فرستادن ماموران مخفی و راستگو وباوفا، کارهای آنان را زیر نظر بگیر; زیرا بازرسی مداوم و پنهانی،سبب می شود که آن ها به امانت داری و مدارا با زیر دستان ترغیب شوند (16) در این قسمت از نامه، حضرت علی(ع) علاوه بر دستور به داشتن نظارت و بازرسی و توصیه به مداومت در انجام آن، به خصوص به صورت پنهانی،به چند مورد از مزایا و فواید وجود نظارت نیز اشاره فرموده است;از جمله; امانت داری کارکنان و مدارا کردن با زیر دستان و مراجعان در قمست دیگری از این نامه، حضرت علی ع می فرماید:ای مالک، باید وضع آنان را، چه آن ها که در مرکز فرمانداری تو هستند و چه آن ها که درگوشه و کنارند بازرسی و بررسی کنی. (17) آن حضرت در این بخش از نامه، علاوه بر این که مالک اشتر را موظف می کنند که بر اعمال کارکنان خود نظارت داشته باشد و اعمال و رفتارآنان را بررسی و بازرسی نماید، به مساله دیگری نیز اشاره فرموده اند و آن این که نظارت و بازرسی باید به صورت جامع و کامل انجام شود و همه افراد سازمان و مجموعه مورد نظر را در برگیرد. نظارت بر اطرافیان حضرت علی ع با این که به مالک اشتر دستور داده اند که بر تمام کارکنان و زیردستان خود نظارت داشته باشد و اعمال و رفتار آن ها رابازرسی و بررسی نماید و این دستور شامل اطرافیان نیز می شود، امابه دلیل این که نظارت بر اطرافیان اهمیت بیش تری دارد، مساله نظارت بر کار آن ها را جداگانه مطرح نموده و بر آن تاکید نموده اند: «اعوان و انصار (اطرافیان) خویش را سخت زیر نظر بگیر; اگر یکی ازآنان دست به خیانت زد و بازرسان سری تو متفقا چنین گزارشی دادند،به همین مقدار شهادت، قناعت کن و او را زیر تازیانه کیفر بگیر وبه مقدار خیانتی که انجام داده او را کیفر نما، سپس او را در مقام خواری و ذلت بنشان و نشانه خیانت بر او بنه و قلا ده ننگ و تهمت به گردنش بیفکن » (18) این همه تاکید و تعیین این مجازات های سنگین،همه به دلیل اهمیتی است که نظارت و بازرسی، به ویژه نظارت وبازرسی اطرافیان، داراست سیره پیامبر گرامی(ص) وجود نظام نظارت و بازرسی لازمه حفظ سلامت و رشد و توسعه هر مجموعه و سازمان و موجب پیشرفت و تعالی کارکنان آن است. با توجه به این اصل بود که پیامبر گرامی ص هیچ گاه از نظارت ومراقبت بر عملکرد کارکنان خود غافل نبودند و اغلب برای نظارت وبازرسی عملکرد کسانی که از سوی آن حضرت به کار گماشته می شدند،بازرسان و ناظرانی مشخص می نمودند تا اعمال و رفتار آن ها را به طورمرتب، به آن حضرت گزارش کنند تا بر اساس این گزارشات، عملکرد ورفتار کارکنان خود را بسنجد و بر اساس این سنجش و ارزیابی،تصمیمات بعدی را اتخاذ نمایند حضرت امام رضاع در مورد سیره نظارتی و بازرسی پیامبر گرامی ص می فرماید: «سیره و روش پیامبرص این بودکه هر گاه سپاهی را به ماموریت می فرستادند و فرماندهی برای آن تعیین می کردند، برخی از افراد موثق و مورد اعتماد خود را بر اومی گماشتند تا رفتار و عملکرد او را زیر نظر بگیرد، برای رسول خداص گزارش کند» (19) . سیره حضرت امیر مومنان علی(ع) حضرت علی ع در دوران حکومت و مدیریت خود، در زمینه نظارت و مراقبت بر کارگزاران خود بسیار دقیق و هشیارانه عمل می کردند پرداختن به تمام سیره آن حضرت در حوصله این مختصر نیست. به ناچار، تنها به ذکر مواردی از سیره آن بزرگوار اکتفا می شودمالک بن کعب ارحبی، فرماندار عین التمر، از جانب حضرت بودحضرت در نامه ای خطاب به او نوشتند: «در حوزه خدمتت، کسی راجانشین بگذار و با گروهی از یارانت بیرون برو تا به سرزمین سوادعراق بگذری و در میان دجله و عذیب درباره کارگزاران و کارکنان من پرسش و تحقیق کن و روش عملکرد آنان را نظارت و بازرسی نما. » (20) امیر مومنان ع در این نامه، به مالک بن کعب ارحبی ماموریت می دهد که بر عملکرد کارگزارانش در محدوده دجله و عذیب، نظارت کرده، کار آن ها را بررسی نماید و به آن حضرت گزارش دهد. در این نامه، همچنین، حضرت به او سفارش می کنند که باید در نظارت وبررسی و گزارش خود، راستی را از یاد نبرد و بداند که کار بنی آدم،نزد خدا محفوظ است و او به همه چیز آگاهی دارد. آن حضرت علاوه بر دستورهایی که برای نظارت و بازرسی به کارگزاران خود می دادند، خود نیز در دوران حکومت و مدیریت، همواره بر عملکردو فعالیت های همه کارگزاران و زیردستان خویش نظارت کامل داشتند وبه طور مستمر، عملکرد آنان را بررسی می کردند. نامه هایی که آن حضرت برای کارگزاران و عمال خود در شهرها واستان های گوناگون نوشته و در آن ها، نقاط قوت و ضعف آنان را متذکرشده اند گویای این مطلب است که آن حضرت همواره بازرسان و ناظران مخفی بر کارگزاران خود می گماشت تا کلیه رفتار و عملکرد آنان را به طور دقیق زیر نظر گرفته، بررسی نمایند و نتیجه این نظارت و بررسی را برای آن حضرت گزارش کنند. نظارت و مراقبتی که از جانب آن حضرت صورت می گرفت، کاملا جدی، عمیق و دقیق بود، به گونه ای که حتی رکت یکی از کارگزاران آن حضرت دریک جشن و میهمانی، از نظر آن حضرت مخفی نمی ماند، چنان که وقتی عثمان بن حنیف، فرماندار بصره، در مجلس میهمانی (جشن عروسی) یکی از ثروتمندان و اشراف بصره شرکت کرده بود، گزارش آن به زودی به حضرت علی ع رسید و آن حضرت بلافاصله در نامه ای خطاب به او چنین نوشتند: «ای پسر حنیف، به من گزارش رسیده که یکی از جوانان اشراف بصره تو را به خوان میهمانی اش دعوت کرده و تو به سرعت به سوی آن شتافته ای و در آن جا برایت غذاهای رنگارنگ و ظرف های بزرگ غذا، یکی پس از دیگری آورده می شده است من گمان نمی کردم که تو میهمانی مردمی را بپذیری که نیازمندانشان از آن مهمانی محروم و ممنوع بوده، وثروتمندانشان دعوت شده اند» (21) با دقت و تامل در بعضی از نامه های حضرت علی(ع) به کارگزاران خود، روشن می شود که آن حضرت تنها به نظارت، بررسی ها و گزارش های بازرسان و ناظران خود، اکتفا نمی کردند و فقط با تکیه بر آن ها،عملکرد کارکنان خود را ارزیابی نمی نمودند، بلکه علاوه بر آن گزارشات، کارکنان خود را به حضور می طلبیدند و از آنان در موردعملکرد و رفتار خودشان سؤال می کردند و یا این که از آنان گزارش کتبی می خواستند و بدین وسیله، عملکرد آن ها را از خودشان نیز تحقیق می کردند. این نشانگر نهایت دقت و احتیاط و کمال عدالت و انصاف است که آن حضرت هنگام نظارت و بازرسی بر عملکرد کارگزارانش رعایت می کرد; مثلا، در نامه ای به یکی از کارگزاران و فرمانداران خود چنین می فرمایند: «به من خبر رسیده که تو زمین های آباد را ویران کرده ای، آنچه توانسته ای تصاحب نموده ای و از بیت المال که زیر دست تو بوده است به خیانت خورده ای فورا حساب خویش را برایم بفرست وبدان که حسابرسی خدا از حسابرسی مردم سخت تر است » (22) . یکی دیگر از نشانه های وجود یک نظام دقیق نظارت و بازرسی در حکومت و مدیریت حضرت علی ع و توجه خاص آن حضرت به مساله نظارت و ارزیابی عملکرد کارکنان و زیر دستان خود، نامه ای است که آن حضرت هنگام معرفی عبدالله بن عباس به مردم بصره به عنوان استاندار جدید، خطاب به مردم آن شهر نوشته اند. قسمتی از آن نامه چنین است: «سخن او (عبدالله بن عباس) را بشنویدو مادامی که او از خدا و رسولش اطاعت کند، فرمانش برید. پس اگر در میان شما بدعتی نهاد یا از مسیر حق منحرف شد، مطمئن باشید که او را از حکومت بر شما برکنار خواهم کرد» (23) در این نامه، حضرت علی(ع) به مردم بصره قول حتمی می دهند که اگراستانداری که او معرفی می کنند، بدعتی بگذارد یا منحرف شود، او رابرکنار خواهند کرد و این نشان می دهد که حضرت، نظام نظارت وارزیابی دقیق و مطمئنی داشته اند که بر مبنای آن، همواره کارگزاران خود را زیر نظر داشته و مراقب اعمال و رفتار آنها بوده اند در صورت مشاهده هر گونه تخلف یا انحراف، آن ها را از کار برکنار می کرده اند. توجه حضرت علی ع به نقاط قوت و ضعف: روشن است که ناظر نباید فقط برنقاط ضعف افراد تاکید ورزد، اما برخی چنین می پندارند که در نظارت و بازرسی، باید صرفا به دنبال یافتن نقاط ضعف عملکرد افراد بوده،در حالی که در یک نظام موفق و سالم نظارت و بازرسی، باید نقاط قوت و نقاط ضعف افراد، در کنار یکدیگر، مورد توجه و دقت قرار گیرد واز توجه صرف به نقاط ضعف افراد پرهیز شود; چرا که توجه صرف به نقاط ضعف کارکنان سازمان، آن ها را نسبت به نظارت بدبین می کند وموجب ایجاد روحیه مقاومت در برابر نظارت و بازرسی خواهد شد،همچنان که در بیش تر سازمان ها چنین حالتی وجود دارد و افراد سازمان گمان می کنند در نظارت و بازرسی، تنها به نقاط ضعف آن ها توجه می شودو ناظران و بازرسان فقط کاستی ها و نقاط ضعف آن ها را ثبت می کنند وبه دلیل چنین نگرشی به نظارت، معمولا افراد سازمان در مقابل نظارت و بازرسی مقاومت می کنند و از آن دل خوشی ندارند حضرت امیرالمؤمنین علی ع به این مساله نیز توجه داشته اند و در عهدنامه مالک اشتر،این مساله را به او گوشزد کرده و به مالک اشتر دستور داده اند که عملکرد زیردستان خود را زیر نظر داشته و ناظرانی برای بررسی اعمال و رفتار آنان داشته باشی و در این نظارت و بازرسی، هم نقاط قوت عملکرد آن ها را مورد توجه قرار ده و هم نقاط ضعف و منفی را. آن حضرت در بخشی از نامه خود به مالک اشتر، چنین می فرماید: «فراموش مکن که باید بر آنان، بازرسان مخفی از مردمان امین وحقگوی که در میان مردم به این صفت شناخته شده اند بگماری تا زحمات و تلاش آنان را برای تو ثبت کنند و آنان مطمئن باشند که زحمات وتلاش های آنان را می دانی » (24) . حضرت در این بخش از نامه اولا، تاکید دوباره می کنند که بایدبازرسان و ناظران مخفی برای مراقبت و بررسی عملکرد کارکنان داشته باشی ثانیا، دستور می دهند که به نقاط قوت و مثبت کارکنان و تلاش هاو فداکاری های آنان توجه داشته باشد تا آنان بدانند که تلاش آنان دور از چشم مافوق خود نیست و لذا، به این تلاش ها ادامه دهند ودلگرم تر شوند در بخش دیگری از این نامه، توجه مالک اشتر را به نقاط ضعف و خیانت ها و انحراف های احتمالی کارکنان معطوف داشته وچنین فرموده اند: «اطرافیان خود را تحت نظر بگیر; اگر یکی از آن هادست به خیانت زد و بازرسان تو همگی چنین گزارش دادند، به همین مقدار از شهادت و گواهی قناعت کن و او را زیر تازیانه کیفربگیر...» (25) وجود بازرسان متعدد: از این قسمت از نامه مالک اشترکه ذکر شد نکته دیگری را نیز می توان استنباط کرد و آن این که درنظارت و بازرسی، نباید به وجود یک بازرس و ناظر اکتفا شود، بلکه باید بازرسان و ناظران متعددی وجود داشته باشد; زیرا حضرت فرمود: «اگر یکی از آنان دست به خیانت زد و بازرسان تو همگی چنین گزارش دادند...» پس معلوم می شود که باید بازرسان متعددی وجود داشته باشد و این به آن دلیل است که اعتماد به گزارش یک بازرس صحیح نیست; زیرا احتمال خطا و اشتباه و غرض ورزی شخصی وجود دارد. ویژگی ها و صفات بازرسان: با توجه به اهمیت و حساسیت بالای نظارت،بازرسان و ناظران باید دارای ویژگی های الهی و انسانی باشندبه چندمورد از این ویژگی ها اشاره می شود: 1 و 2- خداترسی و تواضع: در عهدنامه مالک اشتر آمده است: «برای رسیدگی و بررسی کارهای مردم، افراد مطمئن را که خداترس و متواضع هستند به کاربگمار» (26) 3 و4- صداقت و وفاداری: بگمار که صادق و وفادارند.حضرت علی(ع) فرمود:«ناظرانی انتخاب کن و به کار » (27) 5 و6- امانت و حقگویی: در جای دیگری، حضرت علی(ع) می فرماید: «فراموش مکن که باید بر آنان، بازرسان مخفی از کسانی که در میان مردم به امانت و حقگویی شناخته شده اند بگماری » (28) نتیجه نظارت و کنترل یکی از وظایف اصلی مدیران در سازمان هاست و موفقیت برنامه های سازمان در گرو داشتن نظام دقیق نظارتی است. بدون وجود نظارت صحیح و بازرسی های لازم، فعالیت های سازمان موفق نبوده و به نتیجه نخواهد رسید. مدیران بدون داشتن نظارت کافی بر عملکرد کارکنان و اجرای برنامه ها، به اهداف و برنامه های از پیش تعیین شده خود دست نخواهندیافت علاوه بر این که نظارت در مدیریت امروز یکی از ضرورت های اساسی است، خداوند متعال نیز همواره بر اعمال و رفتار انسان ها دقیقانظارت دارد و عملکرد انسان را در مورد ارزیابی و سنجش عادلانه قرارمی دهد اساسا نظارت و بازرسی یکی از سنت های ثابت الهی است. پیامبر گرامی ص و حضرت علی ع در زمانی که حکومت و مدیریت جامعه رابرعهده داشتند، همواره بر اعمال و رفتار کارکنان و کارگزاران خودنظارت داشتند و با توجه به نتایج این نظارت و بازرسی ها، کارگزاران خود را مورد ارزیابی و سنجش قرار می دادند. بر این اساس، در نظام مقدس جمهوری اسلامی، که افتخارش این است که نظامی دینی و اسلامی و پیرو دستورات الهی و پیامبر اکرم ص و امامان معصوم: است، باید بر عملکرد مدیران و کارکنان سازمان ها دقیقانظارت وجود داشته باشد. بر اساس این نظارت دایمی و دقیق، عملکرد افراد مورد ارزیابی وسنجش قرار گیرد و تمامی تصمیمات مربوط به کارکنان، اعم از پاداش،ترفیع و مانند آن، بر اساس نتایج به دست آمده از این ارزیابی هاانجام شود البته در نظارت بر اعمال کارکنان و کارگزاران نظام بایدیک نکته همواره مدنظر باشد و آن این که هم بر نقاط قوت نظارت شود وهم بر نقاط ضعف افراد و در ارزیابی عملکرد افراد این دو عمل،همراه یکدیگر، مدنظر باشد، نه این که فقط به نقاط ضعف توجه شود ونقاط قوت افراد فراموش گردد; چرا که در آن صورت، نوعی نگرش منفی نسبت به نظارت و ارزیابی در میان کارکنان به وجود خواهد آمد که نتیجه آن مقاومت افراد در مقابل نظارت و ارزیابی خواهد بود. نکته دیگری که در نظارت بر اعمال افراد و ارزیابی عملکرد آن هاباید بدان توجه داشت، این است که برای نظارت بر اعمال کارکنان سازمان باید حتما از چند نفر ناظر و بازرس استفاده کرد و به بازرسی و نظارت یک نفر اکتفا ننمود; زیرا اگر ناظر و بازرس یک نفرباشد، هم خطا و اشتباه او زیاد است و هم احتمال دخالت دادن مسائل شخصی و غرض ورزی نسبت به بعضی از افراد زیاد می شود. اما اگر ناظران و بازرسان چند نفر باشند، این احتمالات در موردآن ها کاهش می یابد و اعتماد نسبت به گزارش های آن ها بالا می رود. البته بازرسان نیز باید از میان افراد مورد اعتماد و وثوق انتخاب شوند.

سلام بر حجر  بن عدی

«حجر بن عدی» که بود؟/ اقدام حجر پیش از ضربت‌خوردن امیرالمؤمنین(ع)/ سخن معاویه پس از شهادت حجر

دین و اندیشه - مزار «حجر بن عدی» از صحابه پیامبر و پیروان ولایت حضرت علی(ع) که در منطقه 'عدرا' در نزدیکی دمشق قرار دارد، روز پنج شنبه توسط تروریست های سوری نبش قبر شد.

 برای آشنایی با شهید «حجر بن عدی»، گلچین خبرآنلاین از قسمت هایی از کتاب «آشنایی با اسوه‌ها» نوشته حجت الاسلام جواد محدثی درباره وی را بخوانید.

شناخت اجمالی

  • یکی از قبایلی که در کوفه می‌زیست «کِنده» بود. حجر را به سبب آن که از این قبیله بود، حجر بن عَدی کِندی می‌گفتند. چون اهل خیر بود و قدم در مسیر خیر می‌گذاشت، به «حُجر الخیر» نیز معروف بود.
  • پیش اسلام به دنیا آمده بود؛ اما در سال های آخر عمر رسول خدا(ص) توفیق یافت که مسلمان شود. از این رو، بهره‌گیری وی از حضور پیامبر، چندسالی بیش نبود؛ اما پیوسته در عمر خویش، پیکارگری در راه حق بود. در جنگ قادسیه در زمان خلیفه دوم حضور داشت و فاتح «مَرج عذرا» بود. (1)
  • وی، عابدی پارسا، مجاهدی ظلم‌ستیز، آمر به معروف و ناهی از منکر بود و از پیامبر خدا و امیرمؤمنان حدیث روایت می‌کرد. او شیفته نماز و نیایش، مستجاب الدعوه و از اصحاب برجسته پیامبر خدا (ص) بود. چنان دلباخته زهد و عبادت و نماز و روزه بود که او را «راهب اصحاب محمد» می‌گفتند(2). پیوسته باوضو بود. هرگاه وضو می‌ساخت، به نماز می‌ایستاد. هم در زیبایی چهره، از خوش سیماترین مردان کوفه بود(3) و هم در زیبایی روح و کمال اخلاقی، از نوادر روزگار به شمار می‌رفت.

 «حجر»در حوادث تاریخی

  • حجر بن عدی پس از افتخار شرف‌یابی به محضر رسول خدا(ص) و ایمان آوردن به آیین او، پیوسته در راه گسترش این مکتب و دفاع از آن می‌کوشید، سخنان پیامبر را می‌شنید و به دیگران می‌رساند. چون در عراق می‌زیست، از حوادث مدینه که مرکز خلافت بود، کمی دور بود؛ اما در جریان حق و باطل بی‌تفاوت نبود.
  • وقتی یار پارسا و انقلابی پیامبر، ابوذر غفاری را به «رَبَذه» تبعید کردند و آن بزرگ‌مرد در تبعیدگاهش غریبانه به شهادت رسید، حجر بن عدی و مالک اشتر از جمله کسانی بودند که شاهد جان‌باختن ابوذر بودند و بر پیکر آن صحابی نستوه، نماز خواندند. (4)
  • موضع سیاسی حجر، جانبداری از حق مجسم در وجود علی‌بن ابی‌طالب علیه السلام بود و با حکمان غاصب هرگز کنار نیامد و در اعلام مواضع خویش بی‌پروا بود و سازش کاری نداشت.
  • وی شاهد ماجراهای تلخ آن روزگار در عرصه خلافت و حکومت بود و خون دل می‌خورد، تا آن که پس از کشته شدن عثمان، حجر بن عدی فرصت را مغتنم شمرد و در جبهه نورانی علوی، همه ظرفیت وجودی خویش را به کار گرفت و با همه توان به میدان آمد. حتی در عرصه فرهنگ دینی و نقل حدیث نیز از راویان معتبری به شمار می‌آمد که تنها از علی(ع) روایت می‌کرد، نه از دیگران! و در سروده‌های خویش حتی در میدان جنگ جمل، علی علیه السلام را وصی راستین پیامبر خدا معرفی می‌کرد و از خداوند متعال، سلامتی آن وجود پربرکت و هدایتگر را که ولی خدا و وصی پیامبر بود، مسئلت می‌کرد.
  • جبهه نبرد صفین، موقعیت دیگر بود که حجر توانست با حمایت از امام خویش، جوهره ناب ایمان خود را به نمایش بگذارد. امام، او را فرمانده قبیله‌اش کنده قرار داد. (5)
  • در نبرد نهروان(جنگ باخوارج)، حضرت علی(ع) به سبب رشادت و اخلاص و کاردانی حجر بن عدی، او را به فرماندهی جناح راست خویش گماشت. (6)

 مزار «حجر بن عدی» پیش از تخریب

 

حجر هنگام ضربت‌خوردن امیرالمؤمنین(ع)

  • وقتی ابن ملجم و وردان و شبیب، برای کشتن حضرت علی(ع) همدست شدند، تصمیم خود را با اشعث بن قیس در میان گذاشتند. او که از دشمنان کینه توز خاندان پیامبر بود و در همه دسیسه ها دست داشت، با آنان همکاری کرد و در آن شب شوم که علی(ع) ضربت خورد، در آن توطئه همدست آنان بود.
  • آن شب، حجربن عدی در مسجد خوابیده بود. شنید که اشعث به ابن ملجم می‌گفت: زودباش، بجنب، وگرنه روشنی صبح رسوایت می‌سازد. حجر از این گفت و گو احساس خطر و توطئه کرد. به سرعت از مسجد بیرون آمد و به سمت خانه علی علیه السلام روان شد تا آن حضرت را از خطری که در کمین او است آگاه سازد. از مسجد به خانه علی علیه السلام دو را بود. حجربن عدی از یک راه به سوی خانه امام روان شد و امام از مسیر دیگری راه مسجد را در پیش گرفت و به هم بر نخوردند و... آن حادثه واقع شد و حجر و دیگران، وقتی به مسجد رسیدند که کار از کار گذشته بود و می‌گفتند: علی کشته شد! (7)

  دستگیری حجر توسط ابن‌زیاد

  • پس از مرگ مغیره والی کوفه، زیاد بن ابیه به ولایت کوفه منصوب شد. بصره را نیز تحت فرمان داشت. شش ماه از سال در کوفه می‌ماند، شش ماه دیگر را در بصره.اولین بار که زیاد به عنوان والی وارد کوفه شد، سخنرانی تند و تهدیدآمیزی بر ضد مخالفان کرد. بارزترین چهره مخالف، حجربن عدی بود. در سال‌ها پیش، حجر و ابن‌زیاد با هم دوست و همفکر بودند، ولی زیاد به امویان پیوست.
  • حجر را خوب میشناخت و از سوابقش خبر داشت. حجر را به حضور طلبید و ابتدا با وی به نرمی سخن گفت و افزود: می‌دانم که با مغیره چه رفتاری داشتی و او تو را تحمل میکرد؛ ولی من مثل او نیستم. میدانی که زمانی دوستدار علی(ع) و دشمن معاویه بودم؛ اما آن روزگار گذشته است. امروز به جای آن، دوستی و رابطه با معاویه در دل من است. زبان خود را نگهدار، در خانه‌ات بنشین، هرچه نیاز داشتی بخواه، ولی مواظب خودت باش، مبادا کاری کنی که دستم را به خونت بیالایم! (8)
  • زیاد پس از مدتی تصمیم گرفت به بصره برگردد. عمروبن حریث به جانشینی خود گماشت و عزم سفر کرد؛ ولی چون از شورش حجر و مبارزه اش بیمناک بود، به او پیشنهاد کرد که با وی به بصره رود. حجر نپذیرفت و گفت: بیمارم، نمی‌توانم با تو بیایم.
  • او رفت و عمر بن حریث به جای او بر مسند نشست. ولی نبض کوفه در دست حجربن عدی و یارانش بود و نمی‌گذاشتند کارها طبق دلخواه والی پیش برود. کارگزار زیاد هم قضیه به زیاد نوشت و از او یاری خواست.
  • حجر و یارانش در مسجد کوفه مینشستند و مراقب اوضاع بودند. یک بار که عمربن حریث روز جمعه بر منبر رفت تا خطبه بخواند، به سویش سنگ‌ریزه پرتاب کردند. ناچار پایین آمد و به قصر رفت و در را به روی خود بست و جریان را به زیاد گزارش کرد. زیاد از وضع کوفه نگران شد و به کوفه آمد و در مسجد سخنرانی تند و تهدیدآمیزی کرد. آنان را که به عمرو سنگ پرتاب کرده بودند، شناسایی کرد و انگشتانشان را برید.
  • یک بار که زیاد در سخنرانی‌اش مکرر از معاویه به عنوان «امیرالمؤمنین» یاد کرد، حجربن عدی که این لقب را ویژه و شایسته حضرت علی(ع) می‌دانست نه معاویه، به زیاد اعتراض کرد و گفت: دروغ می‌گویی، چنان نیست. این صحنه بار دیگر تکرار شد. حجر، مشتی ریگ بر داشت و به سوی او پرتاب کرد و گفت: دروغ می‌گویی، لعنت خدا بر تو! زیاد از منبر پایین آمد، نماز خواند سپس به قصر رفت، حجر هم به خانه‌اش بازگشت. زیاد، سوارانی را برای دستگیری یا احضار حجر فرستاد. درگیری‌هایی چند میان یاران حجر و سوران زیاد در گرفت؛ ولی حاضر نشد پیش زیاد برود. زیاد، این ماجرا را نیز به معاویه نوشت... .معاویه هم در پاسخ نوشت: او را دستگیر کرده، به شام بفرست (9)
  • ... حجر، با یاران اندکی در مسجد ماند. مأموران به سوی او آمدند تا نزد زیاد ببرند، هواداران حجر، او را در میان گرفتند و از یکی از درهای مسجد بیرون بردند. میان آن دو گروه درگیری پیش آمد؛ اما حجربن عدی از صحنه خارج شد و خود را به قبیله آزاد رساند و شبانه روز آن جا ماند. (10) از آن پس پنهان شد، چون می‌دانست که زیاد، دست از او بر نخواهد داشت.
  • اولین کسی که از بزرگان کوفه به دیدار زیاد رفت، محمدبن اشعث بود. زیاد از او خواست که برود و حجر را نزد او آورد. هر چه بهانه آورد که میان من و حجر رابطه‌ای نیست، زیاد نپذیرفت و تهدید کرد که اگر او را نیابی و نیاوری، شکمت را پاره خواهم کرد. محمدبن اشعث، غمگین و نگران بیرون رفت. در راه جریربن عبدالله را دید و از او کمک خواست. جریر نزد زیاد وساطت کرد که به محمدبن اشعث کاری نداشته باش، من خودم حجربن عدی را نزد تو خواهم آورد. او هم پذیرفت؛ ولی تهدید کرد که او را حاضر نکنی خودت را قطعه قطعه خواهم کرد. او سه روز مهلت خواست. نزد حجر رفت. دوازده تن از یاران حجر نیز با او بودند. حجر به این شرط پذیرفت نزد زیاد برود که او قول دهد که او را نزد معاویه بفرستد، تا هر چه نظر او باشد عملی شود. (11) حجر، 10 شب در زندان بود، (12) یاران حجر نیز مخفی شدند. زیاد، با تلاش بسیار و با کمک چهره‌های سرشناس کوفه و قبایل اطراف، توانست دوازده نفر از آنان را دستگیر کرده و به زندان افکند.
  • پیش از آنکه آنان را به شام بفرستد، استشهادی بر ضد آنان فراهم کرد و سران کوفه را واداشت تا امضا کنند. گروهی از مردم را هم وادار کرد آن متن را تأیید کنند، نوعی پرونده‌سازی برای از میان برداشتن یک مخالف!
  • وقتی پرونده‌سازی تکمیل شد، حجر و یارانش را با غل و زنجیر از زندان بیرون آوردند، و با همراهی نزدیک به یکصد نفر از مطمئن‌ترین سربازان و چند چهره دیگر، برای گواهی دادن نزد معاویه آماده حرکت به سوی شام کردند.گروهی که زیاد به شام فرستاده بود، چهارده نفر بودند.
  • .در مجلسی که معاویه درباره آنان تصمیم می‌گرفت، برخی به وساطت پرداختند و درباره تعدادی از آنان در خواست آزادی کردند. معاویه، 6 نفر از آنان را به سبب در خواست 6 نفر از یارانش که با آن زندانیان دوستی یا خویشاوندی داشتند، بخشید و دستور داد آزادشان کنند.
  • مالک بن هبیره هم در خواست کرد که پسر عمویم حجر را هم به خاطر من ببخش. معاویه گفت: او سر کرده گروه است و اگر رهایش کنم، دوباره به کوفه رفته آشوب میکند، آن گاه مجبور میشویم تو را به عراق بفرستیم تا او را برای ما بیاوری! او هم رنجید و از نزد معاویه رفت و خانه‌نشین شد. (13)
     

قبر تخریب شده «حجربن عدی» توسط وهابیون و تروریست های سوری

 

 در شهادتگاه «مَرجُ العذراء»

  • سرزمین مرج العذراء (منطقه‌ای سرسبز در حدود 20 کیلومتری دمشق) که بازداشتگاه حجر و یاران او شده بود، از جهتی برای حجر بن عدی، عزیز و خاطره‌انگیز بود. در فتح این سرزمین و گسترش دامنه اسلام به آن سامان، حجر بن عدی نقش داشت. در زمان خلیفه دوم آن دیار، آغوش به روی اسلام گشود. وقتی حجر را دست بسته به مرج العذراء آوردند و نام آن جا را پرسید و فهمید، گفت: من اولین مسلمانی بودم که در این منطقه تکبیر گفتم و خدا را یاد کردم، اینک دست بسته و اسیر مرا به این جا آورده‌اند! (14)
  • بارها از حجر و یارانش خواستند که از امیر المومنین علی(ع) بیزاری بجویند تا آزاد شوند؛ ولی آنان زیر باز نرفتند و پذیرای شهادت در راه عشق مولا شدند. قبرهایی برای آنان کندند، کفن‌هایشان را آماده ساختند. حجر گفت: مثل این که کافریم، ما را می‌کشند و مثل آن که مسلمانیم، ما را کفن می‌کنند! (15)
  • مأموران آماده شدند که آنان را به قتل برسانند.هدبة بن فیاض، مأموریت داشت حجر بن عدی را گردن بزند.
  • طبق برخی نقل‌ها، فرزند حجر به نام «همّام» نیز همراه پدر بود. حجر به جلاد گفت: اگر به کشتن پسرم همام نیز مأموریت داری، او را زودتر از من به قتل برسان. جلاد نیز چنین کرد. وقتی به حجر گفته شد چرا چنین خواستی و داغدار فرزند نوجوان خویش شدی، گفت: ترسیدم وقتی شمشیر را بر گردن من ببیند وحشت کند و دست از ولای امیرالمؤمنین بردارد و در نتیجه، در روز قیامت من و او در بهشت برین که خداوند به صابران وعده داده است، همراه هم نباشیم.شهادت حجر بن عدی و یارانش در سال 51 هجری بود.

سخن معاویه پس از شهادت حجر بن عدی

  • پس از شهادت حجر عده‌ای از چاپلوسان دربار معاویه، به او تبریک گفتند که یکی از سرسخت ترین دشمنانش در کوفه از میان رفت؛ اما در همان مجلس، سخن از صلابت و پایداری حجر بود و لحظات قبل از شهادتش را بازگو می‌کردند. معاویه لب به سخن گشود و گفت: اگر من در میان یارانم چند نفر همچون حجر داشتم، دامنه حکومت امویان را تا همه جای دنیا می‌گستراندم؛ ولی... حیف و هیهات! کجا من امثال حجر را دارم؟ کسانی که در راه باورهایشان با تمام صلابت، فداکاری می‌کنند. و پس از درنگی آمیخته به غصه و حسرت گفت: روز من با حجر، بسی طولانی خواهد بود! (16) (اشاره‌ای بود به دادگاه عدل الهی در قیامت).
     

پی‌نوشت‌ها:
 

(1). نام منطقه ای در شمال دمشق، حجر و یارانش را در همان جا نیز شهید کردند و مدفن آنان نیز همان جاست.(2). حاکم نیشابوری، مستدرک صحیحین، ج 3، ص 468.(3). الاغانی، ج 16، ص 89.(4) ابن حجر، الاصابه، ج 1، ص 329.(5). وقعه صفین، ص 104.(6). ابن اثیر، کامل، ج 3، ص 345.(7). شیخ مفید، ارشاد، ص 17.(8). ابن سعد، طبقات، ج 6، ص 151.(9). الدرجات الرفیعه، سید علی خان، ص 427.(10). ابن اثیر، کامل، ج 2، ص 476.(11). تاریخ ابن عدیم (جلد مربوط به امام حسین و حجر)، ص 144.(12). ابن اثیر، کامل، ج 2، ص 476.(13). ابن اثیر، کامل، ج 3، ص 484.(14). اعیان الشیعه، ج 4، ص 580.(15). الدرجات الرفیعه، ص 428.(16). سید محمد بحر العلوم،، من مدرسه الامام علی علیه السلام، ص 52.

تبریک هفته بزرگداشت مقام معلم  به وزیر محترم آقای حاجی بابا ئی

وزیر گرانقدر و فرهیخته جمهوری اسلامی ایران


برادر بزرگوارم جناب آقای دکتر حمید رضا حاجی ‌بابایی




معلم عزیزم :



اگر خاکم زمن خشتی بساز تا بر کنگر ه بام مسجد تکیه گاه تن موذن باشم


اگر  آهنم زمن  شمشیری مهیا کن تا با آن شکم خصم را بدرم


و اگر سنگم  چنان صیقلم ده  تا لوح مزار شهیدان باشم


چرا که من می خواهم  ابوذر باشم و به مقام سلمان برسم

                                                                          (معلم شهید رجائی )



جناب آقای دکتر حاجی بابائی

سلام  علکم :


وزیر محترم و پر  تلاش و ایثارگر وزارت آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران





آسمان فرصت پرواز بلندی است ولی                   قصه این است چه اندازه کبوتر باشی




این جانب  با  استمداد از انفاس قدسیه ی حضرت فاطمه زهرا (س)  و دیگر معلمان شهید و ارزشمند انقلاب


اسلامی 
  فرا رسیدن ایام نکو داشت مقام معلم  را به حضرتعالی و تیم زحمتکش و خدمتگزار وزارت خانه  و بویژه برادر ارزشمندم  جناب آقای مستقیم مدیر کل محترم ارزیابی عملکرد و پاسخگوئی به شکایات  وزارت تبریک عرض نموده و سلامت . سعادت .  و سربلندی را برایتان آرزومندم . امید وارم در سایه عنایات خاصه ی حضرت ثامن ثامن الحجج (ع)  مثل همیشه  نورانیت و گرما بخشی معرفت و معنویت را مهمان سفره  اندیشه ی معلمان و دانش آموزان  این سرزمین پهناور نمائید .



                                                  انشا الله موفق و موید باشید  -     محمد رضا حاجتمند


تبریک هفته معلم

استاد گرانمایه/ معلم گرانقدر / آموزگار ارجمند ..................................

همکاران محترم

آنچه از بن جان می آید آن است که از صمیم قلب از همکاری صادقانه وکوشش خالصانه ی شما در راستای هدایت و ارشاد این نسل سرافراز، تقدیر و تبجیل نمایم و صمیمانه ترین سپاس های خود را به شما فرزانگان عاشقی که شمع وجود گرانقدر خویش را در طبق اخلاص نهاده و نهال نوپای امروز را به امید فردایی شکوفاتر با عصاره ی جان آبیاری می نمایید نثارتان کنم.

آرزومندم ؛ ذات اقدس احدیت شما خوبان را که درمسیر تحقق اهداف متعالی مکتب انسان ساز اسلام ،از جان مایه می گذارید در کنف الطاف خاصه ی خویش قرار دهد .

محمدرضا حاجتمند

رئیس اداره ارزیابی عملکرد و پاسخگوئی  به شکایات  اداره کل آموزش و پرورش خراسان رضوی


تبریک ولادت حضرت زهرای مرضیه

السلام علیک یا بنت نبی الرحمه ، یا فاطمه الزهرا
میلاد پر شکوه دختر رسول خدا و سرور زنان دو عالم ، حضرت فاطمه سلام الله علیها مبارک باد.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در سال پنجم بعثت، که سال ولادت فرزندش بود؛ در سخت‎ترین شرائط و حالات به سر مى برد.

اسلام منزوى بود، و مسلمانان اندك نخستین، شدیداً تحت فشار .

محیط مكه بر اثر شرك و بت پرستى و جهل و خرافات و جنگ‎هاى قبایل عرب و حاكمیت زور و بینوایى توده هاى مردم، تیره و تار بود.

پیامبر(صلی الله علیه و آله) به آینده مى اندیشید، آینده اى درخشان از پشت این ابرهاى سیاه و ظلمانى، آینده اى كه با توجه به اسباب عادى و ظاهرى بسیار دوردست و شاید غیر ممكن بود.

در همین سال حادثه بزرگى در زندگى پیامبر رخ داد، به فرمان خدا براى مشاهده ملكوت آسمان‎ها به معراج رفت، و به مصداق «لنریه من آیاتنا الكبرى» آیات عظیم پروردگار در پهنه بلند آسمان را با چشم خود دید، و روح بزرگش بزرگتر شد، و آماده پذیرش رسالتى سنگین‎ تر، توأم با امید بیشتر .

در روایتى از اهل سنت و شیعه - كه هر دو بر آن تأكید دارند - مى خوانیم: پیامبر(صلی الله علیه و آله) در شب معراج از بهشت عبور مى كرد، جبرئیل از میوه درخت طوبى به آن حضرت داد، و هنگامى كه پیامبر(صلی الله علیه و آله) به زمین بازگشت نطفه فاطمه زهرا (سلام الله علیها) از آن میوه بهشتى منعقد شد.

لذا در حدیث مى خوانیم كه پیامبر(صلی الله علیه و آله) فاطمه (سلام الله علیها) را بسیار مى بوسید، روزى همسرش عایشه بر این كار خرده گرفت، كه چرا این همه دخترت را مى بوسى؟!

پیامبر(صلی الله علیه و آله) در جواب فرمود:

«من هر زمان فاطمه را مى بوسم، بوى بهشت را از او استشمام مى كنم.»

و به این ترتیب این مولود بزرگ از عصاره پاك میوه هاى بهشتى و از پدرى همچون پیامبر(صلی الله علیه و آله)، و مادر ایثارگر و فداكارى همچون «خدیجه» در روز بیستم جمادى الثانى گام به دنیا نهاد، و طعن و سرزنش‎هاى مخالفین كه پیامبر را بدون «نسل جانشین» مى پنداشتند، همگى نقش بر آب شد، و به مضمون سوره «كوثر» فاطمه زهرا چشمه جوشان براى ادامه دودمان پیامبر و ائمه هدى و خیر كثیر در طول قرون و اعصار، تا روز قیامت شد.

این بانوى بهشتى نام‎هایی داشت كه هر كدام از دیگرى پر معنى تر بود: 1- فاطمه، 2- صدیقه، 3- طاهره، 4- مباركه، 5- زكیه، 6- راضیه، 7- مرضیه، 8- محدثه، 9- زهرا و هر یك بیانگر اوصاف و بركات وجود پربركت او است.

همین بس كه در نام معروفش «فاطمه» بزرگترین بشارت براى پیروان مكتبش نهفته است، چرا كه «فاطمه» از ماده «فطم» به معنى جدا شدن، یا باز گرفتن از شیر است، و طبق حدیثى كه از پیامبر گرامى اسلام(صلی الله علیه و آله)  روایت شده به امیر مؤمنان على(علیه السلام)  فرمود:

«مى دانى چرا دخترم، فاطمه نامیده شد؟

عرض كرد: بفرمائید.

فرمود: براى آن كه او و شیعیان و پیروان مكتبش از آتش دوزخ باز گرفته شده اند!»

از میان نام‎هاى او نام «زهرا» نیز درخشندگى و فروغ خاصى دارد، از امام صادق(علیه السلام) پرسیدند: چرا فاطمه را «زهرا» مى نامند؟

فرمود: «زیرا زهرا به معنى درخشنده است و فاطمه چنان بود كه چون در محراب عبادت مى ایستاد، نور او براى اهل آسمان‎ها پرتو افكن مى شد، همانگونه كه نور ستارگان براى اهل زمین [پرتو افكن است ]، لذا زهرا نام نهاده شد.»

هنگامى كه خدیجه زنى با شخصیت و معروف به بزرگى بود، با پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)   ازدواج كرد زنان مكه با او قطع رابطه كردند، و گفتند: او با جوان تهی‎دست و یتیمى ازدواج كرده و شخصیت خود را پائین آورده است!

این وضع همچنان ادامه یافت تا این كه خدیجه باردار شد و جنینش كسى جز فاطمه زهرا نبود.

به هنگام وضع حمل به سراغ زنان قریش فرستاد و از آن ها خواست كه در این ساعات حساس و پردرد و رنج به یارى او بیایند و تنهایش نگذارند، اما او با این پاسخ سرد و دردآلود روبرو شد كه:

«تو سخن ما را گوش نكردى، با یتیم ابوطالب كه مالى نداشت ازدواج نمودى، ما نیز به كمك تو نخواهیم شتافت!»

خدیجه با ایمان، از این پیام زشت و بى معنى سخت غمگین شد، اما در اعماق دلش نور امیدى درخشید كه خدایش او را در این حال تنها نخواهد گذاشت.

لحظات سخت و بحرانى وضع حمل آغاز شد، او در محیط خانه تنها بود، و زنى كه او را كمك كند وجود نداشت، قلب او فشرده تر مى شد، و امواج خروشان بى مهری‎هاى مردم روح پاكش را آزار مى داد.

ناگهان برقى در افق روحش درخشید، چشم بگشود و چهار زن را نزد خود دید، سخت نگران شد. یكى از آن چهار زن صدا زد:

نترس و غمگین مباش. پروردگار مهربانت ما را به یارى تو فرستاده است ما خواهران توایم.

من ساره ام!

و این یك آسیه همسر فرعون است كه از دوستان تو در بهشت خواهد بود.

آن دیگری مریم دختر عمران، و این چهارمى را كه مى بینى دختر موسى بن عمران، كلثوم است!

ما آمده ایم كه در این ساعت یار و یاور تو باشیم.

و نزد او ماندند تا فاطمه بانوى اسلام دیده به جهان گشود.

آرى به مصداق: 

ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائكة الا تخافوا ولاتحزنوا»؛ كسانى كه بگویند پروردگار ما الله است، فرشتگان بر آن ها نازل مى شوند و مى گویند نترسید و اندوهى به خود راه ندهید.»

در اینجا نیز علاوه بر فرشتگان، ارواح زنان با شخصیت جهان به یارى خدیجه با ایمان و پر استقامت شتافتند.

تولد این مولود خجسته آنچنان پیامبر(صلی الله علیه و آله) را خشنود كرد كه زبان به مدح و ثناى پروردگار گشود، و زبان بدخواهان كه او را ابتر مى خواندند، براى همیشه كوتاه شد.

خداوند مژده این مولود پربركت را در سوره كوثر به پیامبرش داد و فرمود:

انا اعطیناك الكوثر، فصل لربك وانحر، ان شانئك هو الابتر»؛ ما سرچشمه جوشان خیر كثیر را به تو بخشیدیم، اكنون كه چنین است، براى پروردگارت نماز بجاى آور و تكبیر گو! مسلماً دشمن تو، ابتر است!