روضه  حضرت قاسم

ذکر مصیبت‏ حضرت قاسم (ع)

ذکر مصیبت‏ حضرت قاسم (علیه السلام)
ذکر مصیبت‏ حضرت قاسم (ع)

نويسنده: مرتضی مطهری
تواریخ معتبر این قضیه را نقل کرده‏اند که در شب عاشورا امام علیه السلام اصحاب خودش را در خیمه‏ای‏«عند قرب الماء» جمع کرد.معلوم می‏شود خیمه‏ای بوده است که آن را به مشکهای آب اختصاص داده بودند و از همان روزهای اول آبها را در آن خیمه جمع می‏کردند.امام اصحاب خودش را در آن خیمه یا نزدیک آن خیمه جمع کرد.آن خطابه بسیار معروف شب عاشورا را در آنجا امام القاء کرد،که حالا آزادید(آخرین اتمام حجت‏به آنها). امام نمی‏خواهد کسی رودربایستی داشته باشد،کسی خودش را مجبور ببیند،حتی کسی خیال کند به حکم بیعت لازم است‏بماند،خیر، همه‏تان را آزاد کردم،همه یارانم،همه خاندانم، حتی برادرانم، فرزندانم، برادر زادگانم، اینها هم جز به شخص من به کسی کاری ندارند، امشب شب تاریکی است، اگر می‏خواهید،از این تاریکی استفاده کنید بروید و آنها هم قطعا به شما کاری ندارند. اول از آنها تجلیل می‏کند: منتهای رضایت را از شما دارم، اصحابی از اصحاب ‏خودم بهتر سراغ ندارم ، اهل بیتی از اهل بیت‏خودم بهتر سراغ ندارم. در عین حال این مطالب را هم حضرت به آنها می‏فرماید. همه‏شان به طور دسته جمعی می‏گویند: مگر چنین چیزی ممکن است؟! جواب پیغمبر را چه بدهیم؟ وفا کجا رفت؟ انسانیت کجا رفت؟ محبت و عاطفه کجا رفت؟ آن سخنان پر شوری که آنجا گفتند ،که واقعا انسان را به هیجان می‏آورد. یکی می‏گوید مگر یک جان هم ارزش این حرفها را دارد که کسی بخواهد فدای مثل تویی کند؟! ای کاش هفتاد بار زنده می‏شدم و هفتاد بار خودم را فدای تو می‏کردم. آن یکی می‏گوید هزار بار.یکی می‏گوید: ای کاش امکان داشت‏بروم و جانم را فدای تو کنم ، بعد این بدنم را آتش بزنند ، خاکستر کنند،خاکسترش را به باد بدهند ، باز دو مرتبه مرا زنده کنند ، باز هم و باز هم.
اول کسی که به سخن در آمد برادرش ابوالفضل بود و بعد همه بنی هاشم ، همینکه اینها این سخنان را گفتند،آنوقت امام مطلب را عوض کرد، از حقایق فردا قضایایی گفت ، فرمود: پس بدانی که قضایای فردا چگونه است.آنوقت‏به آنها خبر کشته شدن را داد. درست مثل یک مژده بزرگ تلقی کردند.آنوقت همین نوجوانی که ما اینقدر به او ظلم می‏کنیم ، آرزوی او را دامادی می‏دانیم، تاریخ می‏گوید خودش گفته آرزوی من چیست. یک بچه سیزده ساله معلوم است در جمع مردان شرکت نمی‏کند، پشت ‏سر مردان می‏نشیند. مثل اینکه پشت‏سر نشسته بود و مرتب سر می‏کشید که دیگران چه می‏گویند؟ وقتی که امام فرمود همه شما کشته می‏شوید،این طفل با خودش فکر کرد که آیا شامل من هم خواهد شد یا نه؟با خود گفت آخر من بچه‏ام،شاید مقصود آقا این است که بزرگان کشته می‏شوند، من هنوز صغیرم.یک وقت رو کرد به آقا و عرض کرد:«و انا فی من یقتل؟»آیا من جزء کشته شدگان هستم یا نیستم؟حالا ببینید آرزویش چیست؟ آقا جوابش را نداد، فرمود: اول من از تو یک سؤال می‏کنم جواب مرا بده ، بعد من جواب تو را می‏دهم.شاید(من این طور فکر می‏کنم)آقا مخصوصا این سؤال را کرد و این جواب را شنید،خواست این سؤال و جواب پیش بیاید که مردم آینده فکر نکنند این نوجوان ندانسته و نفهمیده خودش را به کشتن داد،دیگر مردم آینده نگویند این نوجوان در آرزوی دامادی بود،دیگر برایش حجله درست نکنند،جنایت نکنند.آقا فرمود که اول من سؤال می‏کنم.عرض کرد: بفرمایید.فرمود:«کیف الموت عندک‏»؟پسرکم، فرزند برادرم، اول بگو مردن،کشته شدن در ذائقه تو چه طعمی دارد؟ فورا گفت:«احلی من العسل‏»از عسل شیرین‏تر است، من در رکاب تو کشته بشوم، جانم را فدای تو کنم؟ اگر از ذائقه می‏پرسی(چون حضرت از ذائقه پرسید) از عسل در این ذائقه شیرین‏تر است، یعنی برای من آرزویی شیرین‏تر از این آرزو وجود ندارد. ببینید چقدر منظره تکان دهنده است!
اینهاست که این حادثه را یک حادثه بزرگ تاریخی کرده است که تا زنده‏ایم ما باید این حادثه را زنده نگه بداریم، چون دیگر نه حسینی پیدا خواهد شد نه قاسم بن الحسنی. این است که این مقدار ارزش می‏دهد که بعد از چهارده قرن اگر یک چنین حسینیه‏ای (1) به نامشان بسازیم کاری نکرده‏ایم، و الا آن که آرزوی دامادی دارد،که همه بچه‏ها آرزوی دامادی دارند، دیگر این حرفها را نمی‏خواهد، وقت صرف کردن نمی‏خواهد، پول صرف کردن نمی‏خواهد،برایش حسینیه ساختن نمی‏خواهد، سخنرانی نمی‏خواهد. ولی اینها جوهره انسانیت‏اند ، مصداق انی جاعل فی الارض خلیفة (2) هستند، اینها بالاتر از فرشته هستند. فرمود: بله فرزند برادرم، پس جوابت را بدهم ،کشته می‏شوی‏«بعد ان تبلؤ ببلاء عظیم‏»اما جان دادن تو با دیگران خیلی متفاوت است، یک گرفتاری بسیار شدیدی پیدا می‏کنی.(چون مجلس آماده شد این ذکر مصیبت را عرض می‏کنم.) این آقا زاده اصلا باک ندارد.روز عاشوراست. حالا پس از آنکه با چه اصراری به میدان می‏رود ، بچه است،زرهی که متناسب با اندام او باشد وجود ندارد،خود مناسب با اندام او وجود ندارد ، اسلحه و چکمه مناسب با اندام او وجود ندارد. لهذا نوشته‏اند همین طور رفت، عمامه‏ای به سر گذاشته بود«کانه فلقة قمر»همین قدر نوشته‏اند به قدری این بچه زیبا بود ، مثل یک پاره ماه.این جمله‏ای است که دشمن در باره او گفته است.گفت:
بر فرس تندرو هر که تو را دید گفت
برگ گل سرخ را باد کجا می‏برد
راوی گفت نگاه کردم دیدم که بند یکی از کفشهایش باز است،یادم نمی‏رود که پای چپش هم بود.معلوم می‏شود که چکمه پایش نبوده است.
حالا آن روح و آن معنویت چه شجاعتی به او داد،به جای خود، نوشته‏اند که امام[کنار]در خیمه ایستاده بود.لجام اسبش به دستش بود، معلوم بود منتظر است.یک مرتبه فریادی شنید. نوشته‏اند مثل یک باز شکاری-که کسی نفهمید به چه سرعت امام پرید روی اسب-حمله کرد.می‏دانید آن فریاد چه بود؟ فریاد یا عماه ، عموجان! عموجان! وقتی آقا رفت ‏به بالین این نوجوان ، در حدود دویست نفر دور او را گرفته بودند.امام که حرکت کرد و حمله کرد،آنها فرار کردند.یکی از دشمنان از اسب پایین آمده بود تا سر جناب قاسم را از بدن جدا کند، خود او در زیر پای اسب رفقای خودش پایمال شد.آن کسی که می‏گویند در عاشورا در زیر سم اسبها پایمال شد در حالی که زنده بود،یکی از دشمنان بود نه حضرت قاسم.
حضرت خودشان را رساندند به بالین قاسم، ولی در وقتی که گرد و غبار زیاد بود و کسی نمی‏فهمید قضیه از چه قرار است. وقتی که این گرد و غبارها نشست، یک وقت دیدند که آقا به بالین قاسم نشسته است،سر قاسم را به دامن گرفته است.این جمله را از آقا شنیدند که فرمود:«یعز علی عمک ان تدعوه فلا یجیبک او یجیبک فلا ینفعک‏»یعنی برادر زاده! خیلی بر عموی تو سخت است که تو بخوانی، نتواند تو را اجابت کند ، یا اجابت کند و بیاید اما نتواند برای تو کاری انجام بدهد.در همین حال بود که یک وقت فریادی از این نوجوان بلند شد و جان به جان آفرین تسلیم کرد.
و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم‏و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین، باسمک العظیم الاعظم‏الاعز الاجل الاکرم یا الله...
خدایا عاقبت امر همه ما را ختم به خیر بفرما!ما را به حقایق اسلام آشنا کن!این جهلها و نادانیها را به کرم و لطف خودت از ما دور بگردان!توفیق عمل و خلوص نیت‏به همه ما عنایت‏ بفرما!حاجات مشروعه ما را بر آور!اموات همه ما ببخش و بیامرز!

نوحه حضرت قاسم از سازگار 1391

نوحه حضرت قاسم علیه السلام(1)


لاله بیارید از حرم ای بنی هاشم!
بعـد عـلی‌اکبرم کشته شـد قاسم
واویلتا واویلتا آه و واویلا
****
یاسمن سرخ حسن در حرم آمد
صـد پـاره مثـلِ پیکرِ اکبرم آمد
واویلتا واویلتا آه و واویلا
****
لالة پرپر شـده در چمنم قاسم!
قــرآن پاره پارۀ حسنم قاسم!
واویلتا واویلتا آه و واویلا
****
ای بی‌زره سرباز من چشم خود وا کن
بــرای غـربت عمــو نالـه بـر پا کن
واویلتا واویلتا آه و واویلا

تـو بهر من مثل علی‌اکبرم بودی
بعد از برادرم حسن، پسرم بودی
واویلتا واویلتا آه و واویلا
****
لب تشنه دست و پا زدی بر روی دستم
خیــز و بــزن مرا صدا من عمو هستم
واویلتا واویلتا آه و واویلا
****
آب از عمو کردی طلب، تشنه جان دادی
مـن گریـه کردم تـا تـو از نفس افتادی
واویلتا واویلتا آه و واویلا

دودریا اشک 1- غلامرضا سازگار

 


نوحه حضرت قاسم (2)

دریافت فایل صوتی

یــوسف گــل پیــرهنم قاسم
کشـته خــونین بــدنم قـاسم
لاله ســرخ حسنــم قــاسم
جان عمو جانت شود به قربانت
****
شرمنـده‌ام از لـب عطشــانت
گریــه کنـم بـه چشم گریانت
یـا بـه تـن و زخم فــراوانت
جان عمو جانت شود به قربانت
****
دیــده گشـا گریـه برایم کن
بــا دل بشکسته دعــایم کن
بــار دگــر عمـو صدایم کن
جان عمو جانت شود به قربانت
ز خــون بـه چهره آبرو داری
شهـد شهـادت بــه گلو داری
زمــزمۀ عمــو عمـــو داری
جان عمو جانت شود به قربانت
****
ای زرهــت پیـرهنت قـاسم
کشته مــرا زخم تنت قـاسم
خلـعت شـادی کفنت قـاسم
جان عمو جانت شود به قربانت
****
تـا کـه بـه گردن کفنت کردم
یـاد جراحـات تنـت کـردم
گریـه بـه زخم بـدنت کـردم
جان عمو جانت شود به قربانت
تـو پسـرِ بــرادرم بـودی
نور دو چشمانِ ترم بودی
مثــل علــی‌اکبرم بــودی
جان عمو جانت شود به قربانت

دودریا اشک1-غلامرضا سازگار

 

جانبازی

من بسیجی نوجوان کربلایم
جان نثار و یادگار مُجتبایم
من یتیم ام، من یتیم ام، من یتیم ام «تکرار»



من چراغ جان فروز راه عشقم
فارغ التحصیل دانشگاه عشقم
من یتیم ام، من یتیم ام، من یتیم ام «تکرار»


رُخصتم دِه تا نمایم جانفشانی
بعد اکبر می نخواهم زندگانی
من یتیم ام، من یتیم ام، من یتیم ام «تکرار»



ای عمو من قاسم نادیده کامم
قرعه ی عشق تو افتاده به نامم
من یتیم ام، من یتیم ام، من یتیم ام «تکرار»


از عنایت بر یتیمی کن نظاره
ای عمو شد قاسم تو پاره پاره
من یتیم ام، من یتیم ام، من یتیم ام «تکرار»

 

آلاله

شد قاسم مه لقا، عازم به میدان
اهل حرم آورید آیینه قرآن
ای مادر قاسم بیا بهر جوانت کن دعا
یکساعت دیگر شوی همدرد لیلا
آه و واویلا «تکرار»

می بوید و می بوسد دست عمو را
یاد پدر می کند چون بوسد او را
گوید نما احسان به من، ده رخصت میدان به من
پروانه اش با اشک عمو گشته امضا
آه و واویلا «تکرار»

در پاسخ

بر تو گل بی پدر من باغبانم
با دست خود بر مرکب تو را نشانم
رو، ای گل آلاله ام سرباز سیزده ساله ام
خواهم کنم جای حسن رویت تماشا
آه و واویلا «تکرار»


آسمان ابری

ای گل لاله ی من، سیزده ساله ی من
می روی و بروَد، بر فلک ناله ی من
آسمان اَبری و اشک، دل من باران ست
در کف مادر تو آینه و قرآن ست
آفرین قاسم من

هم تو امید مَنی، هم یتیم حَسنی
از چه با رفتن خود، دل من می شِکنی
مرو ای گل که خزان موسم گل ریزان ست
در کف مادر تو آینه و قرآن ست
آفرین قاسم من

هم زیادست عدو، هم غریب ست عمو
گل من لب بگشا، به خسان رو تو بگو
پسر فاطمه آخر به شما مهمان ست
در کف مادر تو آینه و قرآن ست
آفرین قاسم من

 


مزد پیروزی

دریافت فایل صوتی

قاسم از خیمه، می روَد میدان
نَجمه آورده، آینه قرآن
رَوَد آنکه مَهِ سَحرم بود
گل باغ حسن پسرم بود
«خدا خدا خدا خدا یتیم ام رفت» «تکرار»
 
مادرش کرده شانه مویش را
بوسه باران کرد، عمّه رویش را
گل لالة باغ حسن رفت
ز پی ِاش به خدا دل من رفت
«خدا خدا خدا خدا یتیم ام رفت» «تکرار»

مُزد پیروزی بر عدو خواهد
جرعه ی آبی از عمو خواهد
گل من ز تو با خبرم من
به خدا ز تو تشنه ترم من
«خدا خدا خدا خدا یتیم ام رفت» «تکرار»

 

نوحه

در کجایی تو، ای گل پَرپَر
بَدَرقه کردی، شاید از اکبر
به جنان بُرو ای چَمَن آرا
بنشین به بَرِ گُل لیلا
خدا خدا یتیم ام رفت «تکرار»

بهر تو برپاست، مجلس شادی
نیزه ها ریزد نقل دامادی
جگرم ز غمت شده پاره
تو فتاده و جمله سواره
خدا خدا یتیم ام رفت «تکرار»

لاله گون بینم سنبل قاسم
در کف قاتل کاکل قاسم
مَه من ز چه روی زمینی
به بر عمو از چه نشینی
خدا خدا یتیم ام رفت «تکرار»

 

سرفراز

دریافت فایل صوتی

آه رَوَد از بر من، کفن کرده به تن
در آغوش حسن، یتیم ام می رود تکرار»

آه، این عزیز حسن، دوم اکبر من
غنچه  لب – گل بدن، یتیم ام می رود «تکرار»


در پاسخ
آه، افتادم از فرس، زنم نفس نفس
به داد من برس، بیا عمو حسین «تکرار»

آه، گر قبولم سازی، من و سرافرازی
کن یتیم نوازی، بیا عمو حسین «تکرار»




شهادت حضرت قاسم ابن الحسن

چگونگی شهادت قاسم بن الحسن علیهماالسلام

حضرت قاسم

قاسم، فرزند امام حسن علیه السلام است. مادرش كنیز بود و نرجس نام داشت. چهره او چون پاره ماه بود. به گزارش خوارزمى، وى هنگام شهادت، به سنّ بلوغ نرسیده بود؛ ولى مؤلّف لباب الأنساب، او را شانزده ساله مى داند.

چگونگى اجازه گرفتن این نوجوان از امام حسین علیه السلام براى رفتن به میدان، حاكى از قوّت معرفت و كمال درایت و شهامت و ایمان اوست. شاید به دلیل كمىِ سن، ابتدا امام حسین علیه السلام به او اجازه میدان رفتن نداد؛ امّا قاسم، آن قدر دست و پاى امام علیه السلام را بوسید و پافشارى و التماس كرد تا اجازه گرفت و در حالى كه اشك هایش بر گونه اش مى غلتید، با خواندن این رَجَز به صف دشمن ، حمله بُرد:

إن تُنكِرونی فَأَنَا فَرعُ الحَسَن            سِبطُ النَّبِیِّ المُصطَفى وَالمُؤتَمَن

هذا حُسَینٌ كَالأَسیرِ المُرتَهَن          بَینَ اُناسٍ لا سُقوا صَوبَ المُزَن

 

اگر مرا نمى شناسید، من شاخه حسن /        نواده پیامبرِ برگزیده و امین هستم

این حسین، همانند اسیرِ به گروگان گرفته شده / در میان مردم است كه از آب باران هم دریغ داشته شده است

او پس از هلاك نمودن تعدادى از سپاه ابن سعد، به خیل شهیدان پیوست.(1)

حسین علیه السلام ، مانند باز شكارى ، نگاهى انداخت و مانند شیر شرزه ، به عمرو، یورش بُرد و او را با شمشیر زد . او ساعد دستش را جلوى آن گرفت امّا از آرنج ، قطع شد . فریادى كشید و از امام علیه السلام ، كناره گرفت . سواران كوفه ، یورش آوردند تا عمرو را از دست حسین علیه السلام بِرَهانند ؛ امّا عمرو در جلوى سینه مَركب ها قرار گرفت و سواران ، با اسب بر روى او رفتند و وى را لگدمال كردند تا مُرد

در «زیارت رجبیّه»، نام وى آمده و در «زیارت ناحیه مقدّسه» نیز در باره وى آمده است:

السَّلامُ عَلَى القاسِمِ بنِ الحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ ، المَضروبِ عَلى هامَتِهِ ، المَسلوبِ لامَتُهُ ، حینَ نادَى الحُسَینَ عَمَّهُ ، فَجَلا عَلَیهِ عَمُّهُ كَالصَّقرِ ، وهُوَ یَفحَصُ بِرِجلَیهِ التُّرابَ وَ الحُسَینُ یَقولُ : «بُعداً لِقَومٍ قَتَلوكَ ! و مَن خَصمُهُم یَومَ القِیامَةِ جَدُّكَ و أبوكَ»

سلام بر قاسم، فرزند حسن بن على؛ ضربت خورده بر سرش، و زِرهش كَنْده شده، هنگامى كه عمویش حسین را صدا زد! پس عمویش، خود را مانند بازى شكارى، بر بالاى سرش رسانْد و او، پاهایش را به خاك مى سایید و حسین علیه السلام مى فرمود: «[از رحمت خدا] دور باشند قاتلان تو؛ كسانى كه روز قیامت، دشمنشان، جدّ تو و پدر تو هستند!»

سپس فرمود: «به خدا سوگند، بر عمویت گران است كه او را بخوانى و پاسخت را ندهد یا پاسخت را بدهد، ولى تو كشته شده، بر خاك افتاده باشى و سودى برایت نداشته باشد. به خدا سوگند، امروز، روزى است كه كُشندگان او (عمویت)، فراوان و یاورانش، اندك اند!»

خداوند، مرا در روز قیامت، با شما دو نفر (قاسم و امام حسین علیه السلام )، قرار دهد و در جایگاه شما، جاى دهد. خداوند، قاتلت عمر بن سعد بن عروة بن نُفَیل اَزْدى را لعنت كند و او را به دوزخ برساند و عذابى دردناك، برایش آماده سازد!

 

حضرت قاسم
چگونگی شهادت قاسم بن الحسن علیهماالسلام

خوارزمى در مقتل الحسین علیه السلام می نویسد: پس از عون بن عبداللّه بن جعفر، بر اساس برخى نقل ها، عبداللّه بن حسن بن على بن ابى طالب و بر اساس برخى دیگر، قاسم بن حسن كه نوجوان بود، به میدان آمد.(2) هنگامى كه حسین علیه السلام به او نگریست، او را در آغوش گرفت و آن قدر با هم گریستند كه هر دو از حال رفتند. سپس جوان، اجازه پیكار خواست و عمویش حسین علیه السلام، از اجازه دادن ، خوددارى كرد . جوان ، پیوسته دست و پاى حسین علیه السلام را مى بوسید و از او اجازه مى خواست تا به او اجازه داد . او به میدان آمد و در حالى كه اشك هایش بر گونه هایش روان بود ، چنین مى خواند :

اگر مرا نمى شناسید ، من شاخه گل حسنم / نواده پیامبرِ برگزیده و امین    

این ، حسین است ، به سان اسیرى در بند / میان مردمى كه خدا كُند از آب باران ننوشند

سپس حمله بُرد و صورتش به پاره ماه مى مانْد . جنگید و با وجود كمىِ سنّش ، 35 مرد را كُشت.(3)

تاریخ الطبرى به نقل از حُمَید بن مسلم می نویسد : جوانى به سان پاره ماه ، شمشیر به دست ، به سوى ما آمد . او پیراهن و بالاپوش و كفش هایى داشت كه بند یك لِنگه اش پاره شده بود ، و از یاد نبرده ام كه لنگه چپ آن بود .

عمرو بن سعد بن نُفَیل اَزْدى به من گفت : به خدا سوگند ، بر او حمله مى برم .

به او گفتم : سبحان اللّه ! و از آن ، چه مى خواهى ؟ ! كُشتن همین كسانى كه گرداگردِ آنها را گرفته اند ، براى تو بس است .

سلام بر قاسم، فرزند حسن بن على؛ ضربت خورده بر سرش، و زِرهش كَنْده شده، هنگامى كه عمویش حسین را صدا زد! پس عمویش، خود را مانند بازى شكارى، بر بالاى سرش رسانْد و او، پاهایش را به خاك مى سایید و حسین علیه السلام مى فرمود: «[از رحمت خدا] دور باشند قاتلان تو؛ كسانى كه روز قیامت، دشمنشان، جدّ تو و پدر تو هستند!

شعر کامل محتشم در عاشورا

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین

بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است

این صبح تیره باز دمید از کجا کزو

کار جهان و خلق جهان جمله درهم است

گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب

کاشوب در تمامی ذرات عالم است

گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست

این رستخیز عام که نامش محرم است

در بارگاه قدس که جای ملال نیست

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند

گویا عزای اشرف اولاد آدم است

خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین

پرورده ی کنار رسول خدا، حسین

کشتی شکست خورده ی طوفان کربلا

در خاک و خون طپیده میدان کربلا

گر چشم روزگار به رو زار می گریست

خون می گذشت از سر ایوان کربلا

نگرفت دست دهر گلابیبه غیر اشک

زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا

از آب هم مضایقه کردندکوفیان

خوش داشتند حرمت مهمان کربلا

بودند دیو و دد همه سیراب ومی مکند

خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا

زان تشنگان هنوز به عیوق می رسد

فریاد العطش ز بیابان کربلا

آه از دمی که لشگر اعدا نکرد شرم

کردند رو به خیمه ی سلطان کربلا

آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد

کز خوف خصم در حرم افغان بلندشد

کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی

وین خرگه بلند ستون  بیستون شدی

کاش آن زمان درآمدی از کوه تا به کوه

سیل سیه که روی زمین قیرگون شدی

کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت

یک شعله ی برق خرمن گردون دون شدی

کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان

سیماب وار گوی زمین بی سکون شدی

کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک

جان جهانیان همه از تن برون شدی

کاش آن زمانکه کشتی آل نبی شکست

عالم تمام غرقه دریای خون شدی

آن انتقام گر نفتادی به روزحشر

با این عمل معامله ی دهر چون شدی

آل نبی چو دست تظلم  برآورند

ارکان عرش را به تلاطم درآورند

بر خوان غم چو عالمیان را صلا زدند

اول صلا به سلسله ی انبیا زدند

نوبت به اولیا چو رسید آسمان طپید

زان ضربتی که بر سر شیرخدا زدند

آن در که جبرئیل امین بود خادمش

اهل ستم به پهلوی خیرالنسا زدند

بس آتشی ز اخگر الماس ریزه ها

افروختند و در حسن مجتبی زدند

وآنگه سرادقی که ملک مجرمش نبود

کندند از مدینه و در کربلا زدند

وز تیشه ی ستیزه درآن دشت کوفیان

بس نخل ها ز گلشن آل عبا زدند

پس ضربتی کزان جگر مصطفی درید

بر حلق تشنه ی خلف مرتضی زدند

اهل حرم دریده گریبان، گشوده مو

فریاد بر در ِ  حرم کبریا زدند

روح الامین نهاده به زانو سر حجاب

تاریک شد ز دیدن آن چشم آفتاب

چون خون ز حلق تشنه ی او بر زمین رسید

جوش از زمین به ذروه عرش برین رسید

نزدیک شد که خانه ی ایمان شود خراب

از بس شکست ها که به ارکان دین رسید

نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند

طوفان به آسمان ز غبار زمین رسید

باد آن غبار چون به مزار نبی رساند

گرد از مدینه بر فلک هفتمین رسید

یکباره جامه در خم گردون به نیل زد

چون این خبر به عیسی گردون نشین رسید

پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش

از انبیا به حضرت روح الامین رسید

کرد این خیال وهم غلط کار کان غبار

تا دامن جلال جهان آفرین رسید

هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال

او در دلست و هیچ دلی نیست بی ملال

ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند

یک باره بر جریده ی رحمت قلم زنند

ترسم کزین گناه شفیعان روز حشر

دارند شرم  کز گنه خلق دم زنند

دست عتاب حق به در آید ز آستین

چون اهل بیت دست در اهل ستم زنند

آه از دمی که باکفن خون چکان ز خاک

آل علی چو شعله ی آتش علم زنند

فریاد از آن زمان که جوانان اهل بیت

گلگون کفن به عرصه ی محشر قدم زنند

جمعی که زد به هم صفشان شور کربلا

در حشر صف زنان صف محشر به هم زنند

از صاحب حرم چه توقع کنند باز

آن ناکسان که تیغ به صید حرم زنند

پس بر سنان کنند سری را که جبرئیل

شوید غبار گیسویش از آب سلسبیل

روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار

خورشید سربرهنه برآمد ز کوهسار

موجی به جنبش آمد و برخاست کوه

ابری به بارش آمد وبگریست زار زار

گفتی تمام زلزله شد خاک مطمئن

گفتی فتاد از حرکت چرخ بی‌قرار

عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخ پیر

افتاد در گمان که قیامت شدآشکار

آن خیمه‌ای که گیسوی حورش طناب بود

شد سرنگون ز باد مخالف حباب وار

جمعی که پاس محملشان داشت جبرئیل

گشتند بی‌عماری محمل شتر سوار

با آنکه سر زد آن عمل از امت نبی

روح‌الامین ز روح نبی گشت شرمسار

وانگه ز کوفه خیل الم رو به شام کرد

نوعی که عقل گفت قیامت قیام کرد

بر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد

شور و نشور واهمه را در گمان فتاد

هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فکند

هم گریه بر ملائک هفت آسمان فتاد

هرجا که بود آهویی از دشت پا کشید

هرجا که بود طایری از آشیان فتاد

شد وحشتی که شور قیامت به باد رفت

چون چشم اهل بیت بر آن کشتگان فتاد

هرچند بر تن شهدا چشم کار کرد

بر زخم های کاری تیغ و سنان فتاد

ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان

بر پیکر شریف امام زمان فتاد

بی اختیار نعره ی هذا حسین زود

سر زد چنانکه آتش ازو در جهان فتاد

پس با زبان پر گله آن بضعةالرسول

رو در مدینه کرد که یا ایهاالرسول

این کشته ی فتاده به هامون حسین توست

وین صید دست و پا زده در خون حسین توست

این نخل تر کز آتش جانسوز تشنگی

دود از زمین رسانده به گردون حسین توست

این ماهی فتاده به دریای خون که هست

زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست

این غرقه محیط شهادت که روی دشت

از موج خون او شده گلگون حسین توست

این خشک لب فتاده دور از لب فرات

کز خون او زمین شده جیحون حسین توست

این شاه کم سپاه که باخیل اشگ و آه

خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست

این قالب طپان که چنین مانده بر زمین

شاه شهید ناشده مدفون حسین توست

چون روی در بقیع به زهرا خطاب کرد

وحش زمین و مرغ هوا را کباب کرد

کای مونس شکسته دلان حال ماببین

ما را غریب و بی کس و بی آشنا ببین

اولاد خویش را که شفیعان محشرند

در ورطه ی عقوبت اهل جفا ببین

در خلد بر حجاب دو کون آستین فشان

واندر جهان مصیبت ما بر ملا ببین

نی ورا چو ابر خروشان به کربلا

طغیان سیل فتنه و موج بلاببین

تن های کشتگان همه در خاک و خون نگر

سرهای سروران همه بر نیزه هاببین

آن سر که بود بر سر دوش نبی مدام

یک نیزه اش ز دوش مخالف جدا ببین

آن تن که بود پرورشش در کنار تو

غلطان به خاک معرکه ی کربلا ببین

یا بضعةالرسول ز ابن زیاد داد

کو خاک اهل بیت رسالت به باد داد

خاموش محتشم که دلسنگ آب شد

بنیاد صبر و خانه ی طاقت خراب شد

خاموش محتشم که ازین حرف سوزناک

مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد

خاموش محتشم که ازین شعر خون چکان

در دیده ی اشگ مستمعان خوناب شد

خاموش محتشم که ازین نظم گریه خیز

روی زمین به اشک جگرگون کباب شد

خاموش محتشم که فلک بس که خون گریست

دریا هزار مرتبه گلگون حباب شد

خاموش محتشم که بسوز تو آفتاب

از آه سرد ماتمیان ماهتاب شد

خاموش محتشم که ز ذکر غم حسین

جبریل را ز روی پیامبر حجاب شد

تا چرخ سفله بود خطایی چنین نکرد

بر هیچ آفریده جفایی چنین نکرد

ای چرخ غافلی که چه بیداد کرده ای

وز کین چه ها درین ستم آباد کرده ای

بر طعنت این بس است که با عترت رسول

بیداد کرده خصم و تو امداد کرده ای

ای زاده زیاد نکرده است هیچگه

نمرود این عمل که تو شداد کرده ای

کام یزید داده ای از کشتن حسین

بنگر که را به قتل که دلشاد کرده ای

بهر خسی که بار درخت شقاوتست

درباغ دین چه با گل و شمشاد کرده ای

با دشمنان دین نتوان کرد آن چه تو

با مصطفی و حیدر و اولاد کرده ای

حلقی که سوده لعل لب خود نبی بر آن

آزرده اش به خنجر بیداد کرده ای

ترسم تو را دمی که به محشر برآورند

از آتش تو دود به محشردرآورند

 

.::: محتشم کاشانی :::.

 

گستردگي و ژرفاي علاقه مردم ايران و ديگر مسلمانان جهان به عاشورا و امام حسين (ع)، اهميت و ارزش پژوهش درباره عاشورا را آشکار مي سازد. با توجه به رساندن پيام عاشورا با بيان رسا و عاميانه مردم بر آن شديم تا با استمداد از کتاب «عاشورا در فرهنگ مردم» نوشته «محمدعلي عارفي راد»

سوگنامه آل محمد (ص)  متن نوحه سال 1391

ا، واویلا، شب قتل حسین است

واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)

امشب شب عاشورای خسرو خوبان است – از بهر هفتاد و دو تن زهرا پریشان است

جن و ملک زین ماجرا غمگین و نالان است – در هر جا، در هر جا، آوای یا حسین است

واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)

امشب حسین بن علی اندر دعا باشد – تا صبح مشغول عبادت با خدا باشد

فردا سر نورانیش بر نیزه ها باشد – در هر جا، در هر جا، آوای یا حسین است

واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)

امشب به خیمه اصغر شیرین زبان خواب است – فردا ز سوز تشنگی نالان و بی تاب است

در کربلا از بهر طفلان آب نایاب است – در هر جا، در هر جا، آوای یا حسین است

واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)

فردا حسین تشنه لب تنهای تنها می شود – از ظلم جور کوفیان افسرده زهرا می شود

گریان ز هجر اکبرش غمدیده لیلا می شود –  در عالم، در عالم  فریاد شور و شین است

واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)

فردا در این صحرا شود کشته علی اکبر – گردد جدا دست از تن عباس نام آور

باشد حسین بن علی بی مونس و یاور – در هر جا، در هر جا، آوای یا حسین است

واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391ساعت 21:12  توسط سوگنامه محرم 

نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب

این نوحه را اهنگران خوانده است

 

نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب  حسینت اینجا خفته (۲)

دل می رود خبر دهد به زهرا          که بچه ات فتاده روی صحرا
ببین خزان رسیده نوگلت را    بیا نما جراحتش مداوا       

حسین تو غریب و تنها خفته حسینت اینجا خفته

نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب  حسینت اینجا خفته (۲)

کنار قتلگاهم قدم گذار زینب - حسینت اینجا خفته

نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب  حسینت اینجا خفته (۲)

منای من زمین کربلا شد           تشنه جگر سر از تنم جدا شد

به این شهادتم خدا را رضا شد              حماسه ها زخون من به پا شد

      ذبیح حق سر از تنش جدا خفته  حسین اینجا خفته

نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب  حسینت اینجا خفته (۲)

کنار قتلگاهم قدم گذار زینب - حسینت اینجا خفته

نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب  حسینت اینجا خفته (۲)

ز تیغ کین بریده حنجر من        به روی نی نزاره کن سر من 
هزار پاره پاره پیکر من         به پیش دیده ی دو خواهر من
به قتلگه راه مسیحا خفته  حسینت اینجا خفته

نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب  حسینت اینجا خفته (۲)

رَوی تو چون به سوی شام ویران        همره تو قافله ی اسیران 
حماسه ساز صحنه ی جهادم              گوهر عشق و روح عدل و دادم
میان خون عزیز زهرا حسین اینجا خفته

نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب  حسینت اینجا خفته (۲)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391ساعت 21:9  توسط سوگنامه محرم  |  نظر بدهید

بيا مادر از حرم بيرون سرو بستانت مي‌رود ميدان

دم نوحه:
بيا مادر از حرم بيرون سرو بستانت مي‌رود ميدان
كفن بنما بر تن قاسم مونس جانت مي‌رود ميدان

ادامه:
بيا مادر درد دل گويم اين دم آخر با تو از احسان
مكن ديگر بعدم اي مادر گريه و زاري ناله و افغان

بود يارم اندر اين صحرا اي ستم‌ديده خالق سبحان
زجور چرخ گل مادر از گلستانت ميرود ميدان

اگر ديدي پيكرم را در خاك و خون غلطان صبر كن مادر
اگر ديدي راس من بر ني چون مه تابان صبر كن مادر

اگر ديدي پيكرم را در خاك و خون غلطان صبر كن مادر
حلالم کن ناز پرورده روی دامانت میرود میدان

رهایم کن تا که بنشینم بر براق مرگ با هزار افغان
که جولانم گشته ای مادر دیده گریان غرقه جانان

ز خون من باید این صحرا لاله‌گون گردد از دم پیکان
شود جسمم طوطیا از کین جان جانانت میرود میدان

بیا مادر لحظه ای بنشین در کنار من از ره یاری
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391ساعت 21:7  توسط سوگنامه محرم  |  نظر بدهید

من كه مانند نى در نوایم عاشقم عاشق كربلایم

من كه مانند نى در نوایم              عاشقم عاشق كربلایمروز و شب در غم و شور و شینم     عاشق كربلاى حسینم
خادم كوى آن نور عینم                   عبد درگاه آن مقتدایم
گر چه بگذشته دور جوانى               لیك در پیرى و ناتوانى
بلبل آسا كنم نغمه خوانى               تا كه باشد طنین در صدایم
یا حسین جز تو شاهى ندارم           جز تو شاها پناهى ندارم
عاشقم من گناهى ندارم                 حق بود شاهد مدّعایم
یا حسین اى عزیز پیمبر                   زاده عصمتِ پاك داور
زیب عرش خدا پور حیدر                  با غم و عشق تو آشنایم
من چو مجنون صحرا نوردم               آشنا با غم و رنج و دردم
تا فداى وفاى تو گردم                       در رثایت سخن مى سرایم
گشته ام تا به مهر تو پاى بند             گر جدا گردَدَم بند از بند
نگسلم از تو یك لحظه پیوند                اى شهید سر از تن جدایم
یا حسین جان عالم فدایت                 جان به قربان مهر و وفایت
بین كه (مردانى ) با وفایت                  اشك خون ریزد از دیده هایم
حق به محشر چو خواهد حسابم        در سؤ الش بود این جوابم
ذاكر زاده بو ترابم                               مرثیت خوان آل عبایم

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1391ساعت 20:12  توسط سوگنامه محرم  |  2 نظر

دانلود نوحه به یاد کربلا دلها غمین است با صدای حسین فخری

دانلود کنید 

به یاد کربلا دلها غمین است       دلا خون گریه کن چون اربعین است(۲)

بـسـوز ای دل که امروز اربـعیـن است *** عـزای پـور ختـم المرسـلیـن است

 مـرام شـیـعـه در خـون ریـشـه دارد *** نگـهبانی ز خط خـون چنین است

حـسـین بن علـی سالار دین است *** امـام و رهـبـر اهـل یـقـیـن است 

 قــیـام کـربـلـــا گـشـت تـــا قـیـامـت *** سراسر درس بهـر مسلمین است 

به یاد کربلا دلها غمین است       دلا خون گریه کن چون اربعین است(۲)

حسین است آنکه با حـق همنشین است **** خـدا را حـجـت و دیـن را امـیـن اسـت

حسین است آنـکه درخـط شهـادت **** امــام اولــیــن و آخـریــن اسـت

حـسـین است آنــکـه حـق را جـاودان کــرد **** حسین اسـت آنکه بـاطـل را عیان کرد

حسین اسـت آنکه حکـم دیـن بیان کـرد **** حسین است آنکه با قرآن قرین است

به یاد کربلا دلها غمین است       دلا خون گریه کن چون اربعین است(۲)

دل مــا در پـی آن کـاروان اسـت *** که از کرب و بلا با غم روان است

چه زنجـیری به دست و بـازوان اسـت *** کـه گـریـان دیـده ی روح الامـیـن اسـت

اگر در کربـلا غـم بـی شمـار است *** اگــر دل هـای شـیـعه داغـدار است

اگر چـشـمان مـهـدی اشکبار است *** ز داغِ آن وداعِ آخـــــــریــــــن اســـت  

به یاد کربلا دلها غمین است       دلا خون گریه کن چون اربعین است(۲)

پیام خون خطابی آتشین است *** بقاءِ دیـن قرینِ اربعیـن است

کــه تــاریـخِ پُـر از خـون و شـهـادت *** سراسر اربعین در اربعین است

به دورانِ سیاهِ سلطه ی شب *** که میدوزند از افشاگران لب

جـهـادِ حـضـرت سـجـاد و زیـنـب *** بیانِ خطبه های آتشین است

زبـانِ زیـنـب٬این بـانـوی پُــر درد *** که هست آموزگارِ هر زن و مرد

چنـان در کـوفـه طـوفانـی به پـا کرد *** تو گویی خود٬امیر المؤمنین است

اسیران را چو بر محمل نشاندند *** تـو گویی تیر غم بر دل نشاندند

گُلی را چیده و در گِل نشاندند *** رقیه آن گل شادابِ دین است

 دیـار شـام با غـم ها قـریـن اسـت *** قلوب شیعیان زین غم حزین است

     مـزار زیـنـب و قـــبـــر رقـیــه *** تجلی گاه عشق عارفین است

به یاد کربلا دلها غمین است       دلا خون گریه کن چون اربعین است(۲)

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 14:41  توسط سوگنامه محرم  |  3 نظر

شام غریبان

امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است

                                                                     شام غریبان است

امشب نوای کودکان بر بام کیوان است

                                                                     شام غریبان است

امشب به دشت کربلا نالان یتیمانند

                                                                          تا صبح گریانند

امشب به روی کشته ها در ناله مرغانند

                                                                    چون نی در افغانند

بر خاک بی غسل و کفن رعنا جوانانند

                                                                        خوابیده عریانند

بر غربت اجسادشان عالم پریشان است

                                                                     شام غریبان است

امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است

                                                                     شام غریبان است

امشب عیال مصطفی در گوشهء صحرا

                                                                        بی منزل و ماوا

اموالشان تاراج کین از فرقهء اعدا

                                                                           ای آه و واویلا

خون می رود امشب ز چشم دختر زهرا

                                                                        اف بر تو ای دنیا

آل علی ویران نشین اندر بیابان است

                                                                     شام غریبان است

امشب یتیمان جهان در گوشهء هامون

                                                                    غلطان به بحر خون

اندر هوای خاتم او بزدل ملعون

                                                                         دیوانه و مجنون

سازد جدا انگشت او آن بی حیای دون

                                                                     ای چرخ شو ویران

کی خاتم محبوب حق در خورد دیران است

                                                                     شام غریبان است

امشب به بالین حسین زینب عزادار است

                                                                    بر غم گرفتار است

امشب سکینه بر سر نعش پدر زار است

                                                                      از دیده گریانست

زهرا به دور کشته ها با خیل حوران است

                                                                   از دیده خونبار است

امشب فلک گریان به حال آل اطهار است

                                                                     شام غریبان است

امشب تن پاک حسین در قتلگاه بی سر

                                                                         در بحر خون اند

خوابیده بی غسل و کفن با اکبر و اصغر

                                                                         با یاوران یکسر

آثار ظلم خولی مردود سگ کمتر

                                                                        در کنج خاکستر

گاهی به حال دختران اندر پرستاری

                                                                         از راه غمخواری

گاهی کند در مطبخ خولی

                                                                        آن عصمت باری

از ماتمش خائف نواخوانست و گریان است

                                                                     شام غریبان است

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1390ساعت 17:31  توسط سوگنامه محرم  |  یک نظر

امشب حرم آل علی، آب ندارد

امشب حرم آل علی، آب ندارد
طفلان مصیبت زده را خواب ندارد

یک امشب علی اصغر ِ بی شیر بخوابد
فردا به روی دست پدر، تاب ندارد

ای وای
ای وای
ای وای

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1390ساعت 23:45  توسط سوگنامه محرم  |  نظر بدهید

شد اخرین دیدار ما خواهر ای زینب

شد آخرین دیدار ما خواهر ای زینب (۲)

ای خواهر غمدیده  بیقرار من - هستی انیس و مونس و غمگسار من

آتش مزن بر سینه داغدار من - نور دل خیر النساء خواهر ای زینب

شد آخرین دیدار ما خواهر ای زینب (۲)

دارم تمنا این دم آخر از تو من - خواهر ز خیمه آور آن کهنه پیراهن

تا این دم آخر کنم من ورا بر تن - ای یادگار مرتضا خواهر ای زینب

شد آخرین دیدار ما خواهر ای زینب (۲)

این آخرین دیدار ماست مهربان خواهر - سخت است دل کندن ز تو لحظه آخر

تنها تو می مانی و این لشکر کافر - بر حق سپارم من تو را خواهر ای زینب

شد آخرین دیدار ما خواهر ای زینب (۲)

من می روم میدان که دین جاودان ماند - حق و حقیقت پایدار در جهان ماند

خواهر چو بینی راسم از تن جدا گردد - صد پاره جسم از دم نیزه ها گردد

تیر سه شعبه در دل من رها گردد - کم استقامت در بلا خواهر ای زینب

شد آخرین دیدار ما خواهر ای زینب (۲)

در قتلگه بینی اگر حسم من عریان - بینی تنم افتاده در خاک و خون غلطان

پیش چشم خصم دین تو نما افغان - بر کودکان مضطرم مهربانی کن

بر اهل بیت و دخترم مهربانی کن - بر غنچه های احمرم باغبانی کن

راسم انیست هر کجا خواهر ای زینب

شد آخرین دیدار ما خواهر ای زینب (۲)

بر کوداکنم خواهرم جای مادر شو - با صبر خود اسلام را یار و یاور شو

در این سفر رسوا گر قوم کافر شو  - ای قهرمان کربلا خواهر ای زینب

شد آخرین دیدار ما خواهر ای زینب (۲)

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1390ساعت 12:27  توسط سوگنامه محرم  |  نظر بدهید

نيزه شكسته‌ها را بزن كنار زينب

نيزه شكسته‌ها را بزن كنار زينب      حسينت اينجا خفته      حسينت اينجا خفته

دل می رود خبر دهد به زهرا - که بچه ات فتاده روی صحرا

ببین  خزان رسیده نوگلت را - بیا نما جراحتش مدوا -  

حسين تو غريب و تنها خفته   حسينت اينجا خفته   

نيزه شكسته‌ها را بزن كنار زينب      حسينت اينجا خفته      حسينت اينجا خفته

کنار قتلگاهم قدم گذار زینب - حسينت اينجا خفته  

نيزه شكسته‌ها را بزن كنار زينب      حسينت اينجا خفته      حسينت اينجا خفته

منای من زمین کربلا شد - تشنه جگر سر از تنم جدا شد

به این شهادتم خدا رضا شد - حماسه‌ ها ز خون من به پا شد

 ذبيح حق سر از تنش جدا خفته - حسینت اینجا خفته

نيزه شكسته‌ها را بزن كنار زينب      حسينت اينجا خفته      حسينت اينجا خفته               

کنار قتلگاهم قدم گذار زینب - حسينت اينجا خفته  

نيزه شكسته‌ها را بزن كنار زينب      حسينت اينجا خفته      حسينت اينجا خفته

ز تیغ کین بریده حنجر من - به روی نی نزاره کن سر من

هزار پاره پاره پیکر من - به پیش دیده ی دو خواهر من

به قتلگاه راه مسحیا خفته     حسينت اينجا خفته

نيزه شكسته‌ها را بزن كنار زينب      حسينت اينجا خفته      حسينت اينجا خفته

روي تو چون به سوي شام ويران   - همره تو قافله اسيران

حماسه ساز صحنه ی جهادم - گوهر عشق و عدل و دادم

 میان خون عزیز زهرا خفته   حسينت اينجا خفته  

نيزه شكسته‌ها را بزن كنار زينب      حسينت اينجا خفته      حسينت اينجا خفته

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=73065&musicID=75517

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1390ساعت 12:0  توسط سوگنامه محرم  |  نظر بدهید

فردا حسین سر می دهد

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

شش ماهه اصغر می دهد، هم عون و جعفر می دهد

امشب حسین دلداری فرزندخواهر می دهد فردا سر و دست و بدن در راه داور می دهد

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

امشب شه دنیا و دین،با قلب مجروح و غمین - گوید به زین العابدین باشد وداع آخرین

ای دل غمین حالم ببین از جور قوم مشرکین - فردا یقین شمر لعین آبم ز خنجر می دهد

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

امشب کند لیلا فغان زینب بود بر سر زنان  این از غم سلطان دین آن از فراغ نوجوان

این در صدای الحذر آن در نوای الامان   این با برادر در سخن آن دل به اکبر می دهد

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

امشب حسین در کربلاگردد به دور خیمه ها - گاهی به بانگ یا نبی گاهی به صوت یا اخا

گاهی به فکر کودکان گه در نماز و در دعا - فردا به راه امتحان سر را به کافر می دهد

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

امشب همه اطفال او را تشنگی در گفتگو - غم در دل و خون در گلو بشکسته سر بگشاده مو

باشد برادر در سخن گه با پدر گه با عمو - فردا حسین این جمله را تسلیم خواهر می کند

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

امشب سکینه از عطش بگرفته دامان پدر - هر دم زند بر سینه و گاهی به پهلو گه به سر

گوید که ای جان پدرعزم سفر مگر داری - سید چو مجنون با قلم تشکیل دفتر می دهد

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1390ساعت 11:56  توسط سوگنامه محرم  |  نظر بدهید

واویلا، واویلا، شب قتل حسین است

واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)

امشب شب عاشورای خسرو خوبان است – از بهر هفتاد و دو تن زهرا پریشان است

جن و ملک زین ماجرا غمگین و نالان است – در هر جا، در هر جا، آوای یا حسین است

واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)

امشب حسین بن علی اندر دعا باشد – تا صبح مشغول عبادت با خدا باشد

فردا سر نورانیش بر نیزه ها باشد – در هر جا، در هر جا، آوای یا حسین است

واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)

امشب به خیمه اصغر شیرین زبان خواب است – فردا ز سوز تشنگی نالان و بی تاب است

در کربلا از بهر طفلان آب نایاب است – در هر جا، در هر جا، آوای یا حسین است

واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)

فردا حسین تشنه لب تنهای تنها می شود – از ظلم جور کوفیان افسرده می شود

گریان ز هجر اکبرش غمدیده لیلا می شود –  در عالم، در عالم  فریاد شور و شین است

واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)

فردا در این صحرا شود کشته علی اکبر – گردد جدا دست از تن عباس نام آور

باشد حسین بن علی بی مونس و یاور – در هر جا، در هر جا، آوای یا حسین است

واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1390ساعت 11:48  توسط سوگنامه محرم  |  نظر بدهید

حضرت عباس

سبک نوحه

تشنگان حرم عشق همه گوش کنید     آب را از نظر خویش فراموش کنید

 

ناله واعطشا را همه خاموش کنید    آب را از نظر خویش فراموش کنید

 

می رسد دم به دم از علقمه فریاد حسین    کیست این لحظه کند روی به امداد حسین

خیمه ها را همگی جمله سیه پوش کنید   آب را از نظر خویش فراموش کنید

 

جسم عباس علمدار زمین افتاده    با لب تشنه نگهبان حرم جان داده

می ز جام غم و انده و الم نوش کنید  آب را از نظر خویش فراموش کنید

 

کیست مردانه چو عباس علم برگیرد    رمق از پیکره ظلم و ستم برگیرد

علم اشک و عزا را همه بر دوش کنید    آب را از نظر خویش فراموش کنید

 

گل نثار تن صدپاره عباس کنید   با گل بوسه همه حرمت وی پاس کنید

جسم صدپاره عباس در آغوش کنید   آب را از نظر خویش فراموش کنید

 

http://8809.blogfa.com/

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1390ساعت 15:59  توسط سوگنامه محرم  |  یک نظر

آقام حسین حسین جان

آقام حسین حسین جان (۲)

بی نام و بی نشانیم مانند آسمانیم      / ما تیغ ذوالفقاریم باکی ز کس نداریم

ما مست جام عشقیم ما سائل دمشقیم / ما سر به تن نداریم بر تن کفن نداریم

آقام حسین حسین جان (۲)

دیوانه حسین و عباس قهرمانیم / جز کربلا گویی میل و هوس نداریم

غیر از حسین نخواهیم تا کربلا روانیم / شاهی بجز حسین عریان بدن نداریم

آقام حسین حسین جان (۲)

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1390ساعت 15:55  توسط سوگنامه محرم  |  نظر بدهید

(میان خیمه ها زینب)

(میان خیمه ها زینب)

 

میان خیمه ها زینب                       صدا می زد حسین جانم

به صد شور و نوا زینب          صدا می زد حسین جانم

میان خیمه ها زینب                       صدا می زد حسین جانم

به صد شور و نوا زینب          صدا می زد حسین جانم

چو دیدی زینب کبری  به اطراف حسین اعداع -2

بکف شمشیر و خنجرها         به غمها  مبتلا زینب    صدا می زد حسین جانم

به قربانت شود خواهر بسوی زینبت بنگر-2            دلش گردیده پرازجرع

به دشت نینوا زینب              صدا می زد حسین جانم

تقاضا دارم از یکتا -2 مرا سازد کنون اما                 نبیند نبیند  زیر شمشیرها ز جور  عشقیان 

صدا می زد حسین جانم

برای قتل تو ادوان مسلمان گشته اند این سان

تنت گشته به خون قلتان -3 به صد صدا اشنا صدا میزد حسین جانم

میان جسم تو را دارد-2   نه شرمی از خدا دارند    نه خوفی از جزا دارند    دره قوم  دغا زینب

صدا میزد حسین جانم

به امر زاده صفیان سپاهی شوم بی ایمان -2    پی  قتلت برادرت جان ز غم قندش  دو تا زینب

 صدا می زد حسین جانم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 20:5  توسط سوگنامه محرم  |  نظر بدهید

عمه جان اینجا کجاست

عمه جان اینجا کجاست

 

سوز آه و ناله است دل خراش غم فضاست

عمه جان اینجا کجاست

خاک این صحرا چرا  عمه می ریزی به سر

 می زنی بر سینه و می کشی آه از جگر(2)

جای جای این زمین می کنی هر دم نظر

گوی و این خاک پاک پیش   چشمت آشناست(2)

عمه جان اینجا کجاست

گاه از درد درون بی قراری می کنی (2)

 گه گلاب از چشمه دیده جاری می کنی

گه گزرای سر به خاک - - - آه و زاری می کنی

گاه می بوسی زمین - - -گاه فریاد ت به پاست

عمه جان اینجا کجاست

گه به این جانب دوان گه به ان جانب روان

بر دلم آتش زدی این چه حالست عمه جان خاک و سنگ این زمین با نوایت  

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 20:5  توسط سوگنامه محرم  |  نظر بدهید

دانلود نوحه یا ابوفاضل علقمه قتلگاه تو با صدای مجید فیروزی

دانلود کنید

ز ازل بر لوح دل من نام نیکویت نوشته شد             به خدا با مهر غم تو گل وجودم سرشته شد

باران غم و درد می بارد از آسمان                         علقمه داغ است خون ریزم ز دیدگان

یا ابوفاضل علقمه قتلگاه تو (۲)

شب تارم مونس و جانم باغ بهارم خزان شدی     که چگونه دل بکنم از باغ بهارم خزان شدی

        رنج و غم و درد می بارد از آسمان                         علقمه داغ است خون ریزم ز دیدگان

یا ابوفاضل علقمه قتلگاه تو (۲)

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 15:50  توسط سوگنامه محرم  |  یک نظر

ای زمین کربلا

دم نوحه: ای زمین کربلا من زاده پیغمبرم
بر زمین گرم ِتو افتاده در خون پیکرم
زاده پیغمبرم ،زاده پیغمبرم


ادامه ی نوحه:
ای زمین کربلا امشب منم با ساربان
قطع سازد ازبدن دست من وانگشترم
ای زمین ازخون یاران گشته ای چون گلسِتان
روی تو افتاده بی سرنوگلان ِپرپرم
غم ندارم ای زمین از زخم شمشیر و سنان
یادم آمد از گلوی خشک نازاصغرم
ای زمین کربلا دارم به هر جانب نظر
می کِشم من انتظار روی زهرا ،مادرم

چون به وقت مردنم بر سر ندارم هیچ کس
مادرم آید ببندد هردو چشمان ترم
ای زمین کربلا بودم تورامن میهمان
با لب تشنه بُرَد شمر لعین از تن سرم
ای زمین، جسم به خون غلتان بُوَد مهمان تورا
بر سر نی می رود تا شام رأس انورم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 15:2  توسط سوگنامه محرم  |  یک نظر

دانلود نوحه یا حبیبی یا حسین با صدای مجید فیروزی

دانلود کنید

یا حبیبی یا حسین (۲)

ای شهید کربلایم السلام - خامس آل عبایم السلام

کربلا دانی که برادر داده ام - کربلا دانی که سیلی خورده ام

یا حبیبی یا حسین (۲)

کربلا دانی که زندانی شده ام - کربلا دیدی که مهمانی شده ام

کربلا دیدی حسینم کشته شد - نوجوانانش به خون آغشته شد

یا حبیبی یا حسین (۲)

کربلا ماه بنی هاشم چه شد - یادگار مجتبی و قاسم چه شد

آمده ام بهرت عزادارای کنم - در جوارت گریه و زاری کنم

یا حبیبی یا حسین (۲)

ای برادر کو سرت کو پیکرت - ای برادر کو علی اکبرت

ای برادر ای شهید کربلا - ای به خون آغشته ی دشت بلا

یا حبیبی یا حسین (۲)

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 20:48  توسط سوگنامه محرم  |  یک نظر

دانلود نوحه حسین حسینم ابی عبدالله با مجید فیروزی

دانلود کنید

چون که نوبت بر سر ماه خون آمد - از وداع لاله ها دل به تنگ آمد

ماه خنجر ماه تیر گو به مجنون ها - این لبال لیلی و خیزران آمد

حسین حسینم ابی عبدالله ماه منیرم ابی عبدالله

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 20:46  توسط سوگنامه محرم  |  یک نظر

کربلا بر تو مهمان رسیده

کربلا بر تو مهمان رسیده - وعده وصل جانان رسیده (۲)

کربلا واکن آغوش خود را - بر پذیرایی آل طاها

خاک تو می شود قتلگاه - لاله های گلستان زهرا - کاروان شهید رسیده

کربلا بر تو مهمان رسیده - وعده وصل جانان رسیده (۲)

نینوا ای زمین بلاخیز - قتلگاه علی اکبری تو

ای محمل نزول شهادت - مهد ناز علی اصغری تو - بر تن پاک تو جان رسیده

کربلا بر تو مهمان رسیده - وعده وصل جانان رسیده (۲)

ساربانا تحمل کن اینجا - ناقه زینب از پا فتاده

ای جوانان سوی زینب آیید - تا که گردد ز محمل پیاده - موسم عهد و پیمان رسیده

کربلا بر تو مهمان رسیده - وعده وصل جانان رسیده (۲)

خاک تو ای بهشت شهیدان - می شود قبله حاجت دل

با سپاه خدا و جوانان - کرده خون خدا در تو منزل - بر تن پاک تو جان رسیده

کربلا بر تو مهمان رسیده - وعده وصل جانان رسیده (۲)

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 13:4  توسط سوگنامه محرم  |  آرشیو نظرات

دانلود نوحه بنشين تا به تو گويم زينب با حسین فخری

دانلود کنید

بنشین تا به تو بگویم زینب-غم دل با تو بگویم زینب(2)

بعد من غافله سالار تویی خواهر من           خولی و شمر به ما دشمن جان خواهد شود خواهر من

خون ما جمله در این دشت روان خواهد شد    دختر حیدر کرار تویی خواهر من

خواهرم اکبر عباس علی اصغر من   هدف نیزه و پیکان و جفا خواهد شود خواهر من

جمله یاران حسین در سفر کرب و بلا     سر به کف جان به ره  دین خدا خواهد شود خواهر من

بنشین تا به تو بگویم زینب-غم دل با تو بگویم زینب(2)

خواهرم خون شهیدان به بیابان بلا    نهر جوینده  پر شور بلا خواهد شود خواهر من

چون که با دجله با نهر فرات آمیزد        خواهرم خوب و نگر تا که چه ها خواهد شد خواهر من

موج توفنده و بران چو هزاران شمشیر   بی امان بر سر عدوان خدا خواهد شد خواهر من

چون که خون شهدا چشم عدو را بندند   بزم و تابوت به یک لحظه عزا خواهد شد خواهر من

بنشین تا به تو بگویم زینب-غم دل با تو بگویم زینب(2)

بعد من خواهر من بازو نما قصه ی ما        چو زبانت سپر آل عبا خواهد شد خواهر من

چون که بر نی سر پر خون حسینت بینی   خواهرم صبر و نما ظلم و فنا خواهد شد خواهر من

اهل بیتم همه در مرگ پدر می گیرند       ام الکثوم نگران دم به نوا خواهد شد خواهر من

گر تو را مضطر و نالان پریشان بیند     شاد و خندان دو لب دشمن ما خواهد شد خواهر من

بنشین تا به تو بگویم زینب-غم دل با تو بگویم زینب(2)

لشگر خصم شما را به اسيري گيرند      شام غم مسکن و ماواي شما خواهد شد ؛ خواهرمن
اين زمان نوبت شمشير زبان مي ايد    تيز و بران به چون خون شهدا خواهد شد ؛ خواهر من

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1390ساعت 22:43  توسط سوگنامه محرم  |  آرشیو نظرات

در کربلا آمد حسین

سبک نوحه فردا حسین سر می دهد

در کربلا آمد حسین - بهر فدا آمد حسین (۲)

آمد محرم اهل عالم جمله اندر شور و شین - همچون خلیل الله سرکوی منا آمد حسین

باز از چه گردیده جهان پر از نوا یا بوالعجب - آمد بدشت کربلا شاهنشه عالی نسب

شد قلب های شیعیان خون از غم شاه عرب - در این زمین بیکس شود آن شهریار عالمین

در کربلا آمد حسین - بهر فدا آمد حسین (۲)

واغربتا شد اهل بیت مصطفی بی خانمان - از حیله قوم جفا جو وامصیبت الامان

کردند به مهمانی طلب با صد جفاهای نهان - پس بهر جنگ از هر طرف بستند صفوف لشکرین

در کربلا آمد حسین - بهر فدا آمد حسین (۲)

آب فراتی را که بودی مهربان فاطمه - بستند بر روی عزیز جان نثار فاطمه

از تشنگی در آه و فغان کودکان فاطمه - شد بانک واویلا بلند از جمله طفلان حسین

در کربلا آمد حسین - بهر فدا آمد حسین (۲)

داری سر کین از جفا با آل حیدر ای فلک - نا کرده ئی شرم ز روی پاک حیدر ای فلک

خنجر شدی گه در کف شمر ستمگر ای فلک - تا با لب عطشان ز کین سازد جدا راس حسین

در کربلا آمد حسین - بهر فدا آمد حسین (۲)

باز از قضای آسمان ماه محرم شد پدید - بس شکوه دارم با دل خون از ستم های یزید

بی حد جفا از آن لعین بر آن پیغمبر رسید = گریان و نالان نالم از بهر غریبی حسین

در کربلا آمد حسین - بهر فدا آمد حسین (۲)

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آذر 1390ساعت 21:16  توسط سوگنامه محرم  |  آرشیو نظرات

یا فاطمه رسیده محرم حسینت

ایام سوگواری شهادت سرور و سالار شهیدان امام

حسین (ع) بر همگان تسلیت باد.

یا فاطمه رسیده محرم حسینت

بهار اشک و ناله در ماتم حسینت

ماهی که گردد از مین پرپر گل بهارت

ماهی که میهمان را لب تشنه سر بریدند

کبوتر حرم را با تشنه سر بریدند

شال عزا و بسته بانوی دل شکسته

ماهی که زینب تو صاحب عزای آن است

از داغ شش برادر دل خون و قد کمان است

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آذر 1390ساعت 20:52  توسط سوگنامه محرم  |  آرشیو نظرات

دانلود نوحه جوانان بنی هاشم بیایید از سعید یدالهی

دانلود کنید

جوانان بنی هاشم بیایید - علی را بر در خیمه رسانید

بگوئید مادرش لیلا بیایید.مباشد مادرش لیلا بیایید.تماشای قد اکبر نمایید.

جوانان بنی هاشم بیایید - علی را بر در خیمه رسانید

بگویید عمه ش زینب بیایید. علی را بر در خیمه رساند

خدا داند که من طاقت ندارم.علی را بر در خیمه رسانم

علی جان چراغ شام تارم.فراقت برده آرام و قرارم

نچیدم حجلگاه شادی تو.ندیدم من شب دامادی تو

امیدم بود تو در هنگام پیری.عصای پیری مادر بگیری

به امیدی علی اکبر بیایید.در غم بر رخ لیلا گشاید

جوانان بنی هاشم بیایید - علی را بر در خیمه رسانید

بگویید عمه ش زینب بیایید. علی را بر در خیمه رساند

خدا داند که من طاقت ندارم.علی را بر در خیمه رسانم

منو یاذ قد شمشادی تو. منو ناکامی و ناشادی تو

منو یاد لب خشکیده ی تو.منو سوز دل تپدیده ی تو

منو اون زخمهای بی حسابت.منو اون پیکر در خون خضابت.

جوانان بنی هاشم بیایید - علی را بر در خیمه رسانید

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1390ساعت 17:40  توسط سوگنامه محرم  |  آرشیو نظرات

عبدالله


روح والای عبادت به ظهور آمده بود
یا که عبدالله در جبهه نور آمده بود
کربلا بود تماشاگر ماهی کز مهر
یازده لیله قدرش به حضور آمده بود
یازده عید به ابروی هلالیش هلال
تا به قربانگه جانان به سرور آمده بود
یازده برگ، گل یاس حسن بیش نداشت
که به گلزار شهادت به ظهور آمده بود
یوسف دیگری از آل علی کز رخ او
چشم یعقوب زمان باز به نور آمده بود
باغبان در ورق چهره گرمازده اش
گلشن حُسن حَسن را به مرور آمده بود
صورتش صفحه برجسته قرآن کریم
صحبتش ناسخ تورات و زبور آمده بود
بی کلاه و کمر از خیمه به صحرا رو کرد
بس که از تاب تجلی به سرور آمده بود
قتلگه طور و حسین بن علی همچو کلیم
به تماشای کلیم الله و طور آمده بود
لَن تَرانی نشنید از اَرِنی گفتن خویش
پاسخش چون ز خداوند غفور آمده بود
به طواف حرم عشق ز آغوش حرم
دل ز جان شسته به شیدایی و شور آمده بود
طفل نوخاسته و خاسته از جان و جهان
آسمان زین همه غیرت به غرور آمده بود
عجب از این همه مستی چو برادر را دید
که چه ها بر سرش از سم ستور آمده بود
قتلگه طور و حسین بن علی هم چو کلیم
به تماشای کلیم الله و طور آمده بود
این یک آیینه حُسن آن دگر آیینه لطف
زین دو آیینه روان چشمه نور آمده بود
سر این آینه، آن آینه بر سینه گرفت
زآن سر و سینه محبت به ظهور آمده بود
بر دل و پهلوی این عاشق و معشوق دریغ
نیزه و تیر ز نزدیک و ز دور آمده بود









منم گل ثارالله

نوحه    منم گل ثار الله
آوردم به میدان چهره های نورانی
بهر یاریِ دین، هفتاد و دو قربانی
منم گل ثارالله فرزند رسول الله
حسین حسین حسین جان
حسین حسین حسین جان
***
معراج جدّ من بُوَد به عرش اَعلاء
گشته معراج من زمین کرب و بلا
منم گل ثارالله فرزند رسول الله
حسین حسین حسین جان
حسین حسین حسین جان
***
یا رب به اشک چشم مهدی فاطمه
امضا کن تذکره ی کربلای همه
منم گل ثارالله فرزند رسول الله
حسین حسین حسین جان
حسین حسین حسین جان

شب پنجم محرم    نوحه و شعر


ای غریبی که تو را در دل عالم وطن است
هر کجا انجمنی هست ز داغت سخن است
انبیا را ز لب خشک تو دل آب شده است
اولیا را سخن تشنگی ات بر دهن است
بی کفن گر تن صد چاک تو بر خاک بماند
پرده پرده دل عشاق تو را پیرهن است
به کسانی که فکندند به بالای تو سنگ
کعبه و سعی و صفا، حِلّ و حرم، ریگ زن است
تو کریمی و کریمان همه مسکین درت
تو حسینی و صفاتت حَسن اندر حَسن است
دشمنان سعی به خاموشی نورت دارند
بی خبر زین که همین نام تو دشمن شکن است
این حدیث است که در حشر بود اهل بهشت
هر که را ذرّه ای از تربت تو در کفن است
دل هر ذره چو خورشید ز داغت سوزان
وزعطش در دل هر قطره غمت موج زن است
بنوشته است به هر برگ گلت وای حسین
ز آن همه لاله صدبرگ که در این چمن است
پنج تن اشرف خلقند و فروغ تو حسین!
نقطه دایره مرحمت پنج تن است
سر دور از بدنت سرور سرها و هنوز
آفتاب آینه آن سر دور از وطن است
کشته اشکی و من اشک فشانم همه روز
زآن که گفتند به زخم تو دوا اشک من است
هر شب جمعه زیارت کنمت در هر جا
که شب جمعه خدا زائر آن عرش تن است
چون "مؤید"، به تو من انس گرفتم آنسان
که مرا نام تو در هر نفس و هر سخن است

هلال خون   از شاعر اهل البیت سازگار

هلال خون، مه خون، ماه اشک، ماه عزاست
عزای کیست؟ گمانم عزای خون خداست
خمیده قامت گردون، شکسته پشت فلک
روانه خون دل از چشم آدم و حوّاست
پریده رنگ ز رخسار احمد و حیدر
شراره ی دل زهرا، صدای وا ولداست
سرشک دیده ی زهرا، روان زقلب افق
قدخمیده ی زینب، هلال ماه عزاست
قسم به جان حسین ای هلال خون برگرَد
که در تو زخم علمدار کربلا پیداست
بگو فرات نجوشد که آب تشنه لبان
در این طلیعه ی خون اشک دیده ی سقاست
بگو به لاله نروید که چند روز دگر
ورق ورق به روی خاک، لاله ی لیلاست
بگو به مهر نتابد که راس پاک حسین
فراز نیزه چو خورشید روز عاشوراست
زگوش دخترکی خون روان بود گویا
که گوشواره ی او یادگاری زهراست
حسین بود خدایی، خدا حسینی بود
از آن زمان که جهان وجود را آراست
سرشک دیده ی میثم هماره جاری باد
که اشک دائم او وقف سیدالشهداست

شب چهارم محرم و نامگذاری آن به نام طفلان حضرت زینب یکشنبه چهاردهم آبان 1391
 

هلال محرم

هلال محرم


 

ریزد از چشمم ستاره، در جگر دارم شراره
می چکد خون شهیدان از هلال خون دوباره
شد محرم ماه ماتم
واحسینا، واحسینا

خون هفتاد و دو عاشق، می دمد از دشت و صحرا
می شود یک روزه پرپر، لاله های باغ زهرا
از دم تیر زیر شمشیر
واحسینا، واحسینا

ماه قتل سیدالناس، ماه اکبر، ماه عباس
دست سقا افتد از تن، برزمین چون شاخه ی یاس
چهره گلگون دیده پر خون
واحسینا، واحسینا

ماه سربازیّ اصغر، ماه لبخند شهادت
بر فراز دست بابا می کند اصغر عبادت
می خورد شیر از دم تیر
واحسینا، واحسینا

ماه قتلِ ماه لیلا، ماه جان بازی اکبر
با تن پاشیده از هم می شود در خون شناور
اِرباً اِربا مثل بابا
واحسینا، واحسینا

ماه جنگ حق و باطل، ماه سرهای بریده
می شود از دیده جاری اشک زهرای شهیده
ماه انصار ماه ایثار
واحسینا، واحسینا

ماه عاشورا رسیده، خون بود جاری زدیده
زینب مظلومه گیرد بوسه از حلق بریده
سینه سوزان دیده گریان
واحسینا، واحسینا

سلام بر حسین شهید

السلام علیک یا اباالفضل العباس


 

یا حسین گفتیم و عشق آغاز شد

 یا حسین  گفتیم و .......



کیست تا کشتی جان را ببرد سوی نجات

دست ما را برساند به دعای عرفات


موسی من تو به دنبال کدامین خضری؟

گوشه ی چشم تو ابری ست پر از آب حیات


خوش به حال شهدایی که نمردند هنوز

که دلی دارند بشکسته تر از پیرهرات


دردشان دردی ست از درد ابوالفضل علی

تشنه لب با تن پر زخم لب شط فرات


نیست جز از جگر خونی شان این همه گل

نیست جز از نفس زخمی شان این برکات


یا حسین ابن علی عشق، دعای عرفه ست

عشق آن عشق که بیرون بردم ازظلمات


پشت بر کعبه نکردی که چنان ابراهیم

به منا با سر رفتی پی رمی جمرات


به منا رفتی و قنداقه ی توحید به دست

تا بری باشی از ملعبه ی لات و منات


تو همه اصل و اصولی تو همه فرع و فروع

تو همه حج و جهادی تو همه صوم وصلات

قلیان

مضرات استفاده از قليان

نامهای محلی قلیان bhan ، ,hookah narghile و shisha, می باشد . قلیان با طراحی های مختلف ساخته می شود و دودآن قبل از استنشاق ازآب رد می شودو تنباکو در کاسه کوچکی گذاشته می شود که در انتها دارای حفراتی می باشد و ازطریق این حفرات لوله هایی به آن متصل است و اجازه می دهد که دود از انتهای محفظه آبی عبور کند, قلیان بطورشایع در میان خانواده ها ، کودکان و زنان درمناطقی که شکل رایج مصرف تنباکو در زنان میزان بسیار پائینی دارد, مصرف می شود علاوه بر این با عرضه تنباکو طعم دارد معطر ، مصرف قلیان بطور چشمگیری در میان جوانان ونوجوانان پسرودختران رو به افزایش است.
● اهداف
هدف ازاین مطالعه بررسی باورهای غلط درموردمصرف قلیان که در جامعه وبخصوص جوانان ونوجوانان رواج داشته وباعث افزایش شیوع مصرف قلیان درجامعه بخصوص در بین دختران وزنان گردیده است
ازقرن ۱۶ به بعد تصور نادرست طریقه سالم و ایمن مصرف تنباکوبه صورت استفاده ازقلیان مطرح گردید زمانی که حکیمی بنام ابوالفتح پیشنهادکردکه دودباید اول از یک محفظۀ آبی بگذرد تا به شکل بی ضرردرآید این عقیده اولیه به منظور پوشاندن عوارض تنباکو انگیزه ای و هدفی خوب را دنبال می کرد ولی بدون هیچ گونه شواهد مبنی بر کاهش بیماری باعث تصور نادرست ایمن بودن مصرف تنباکو به شکل قلیان شد.
کشیدن یک یا دو بار قلیان در روز، فرد استفاده‌ کننده را دچار اعتیاد می ‌کند، در حالی ‌که تصور غلط جامعه این است که دود حاصل از قلیان از آب رد می‌ شود و مواد سمی آن از بین می‌ رود امروزه ترکیبات مخصوص تنباکو که فروخته می شوند اغلب با میوه ، عسل ، شهد و بعضی گیاهان با غلظت زیادی طعم دار شده اند که جذابیت کاذب درمصرف کننده ایجاد می کند.
هر وعده قلیان برابرمصرف یک پاکت سیگاربوده وقلیان، در هر بار مصرف، دود بسیار زیادتری را در مقایسه با کشیدن یک نخ سیگار ایجاد می‌ کندبصورتی که مصرف یک نخ سیگار بین ۵۰۰ سی‌سی تا یک لیتر دود تولید می‌ کند، اما استفاده ی یک بار از قلیان ۱۰ تا ۲۰ لیتر دود تولید خواهد, دود استنشاق ‌شده از قلیان، نه تنها همه ی مواد سرطان ‌زای دود سیگار را دارا است، بلکه مونوکسیدکربن بیشتری هم دارد و در فرهنگ جامعه ی ما به این حقیقت علمی توجهی نمی ‌شود
افراد سیگاری که به طور متداول ‌۸ تا ‌۱۲ نخ سیگار در روز مصرف می‌ کنند، به طور متوسط با ‌۴۰ تا ‌۷۵ پُک که به مدت ‌۵ تا ‌۷ دقیقه به طول می ‌انجامد، حدود ‌۵ تا ۶ لیتر دود استنشاق می‌ کنند و این در حالی ‌است که مصرف ‌کننده ی قلیان در هر وعده مصرف که به طور متداول ‌۲۰ تا ‌۸۰ دقیقه طول می ‌کشد، حدود ‌۵۰ تا ‌۲۰۰ پُک می ‌زند که هر پک به طور متوسط حاوی ‌۱۵/۰ تا یک لیتر دود است. میزان و عمق دَم در حرکت دادن آب قلیان بسیار مهم است و قلیان با وجود اینکه کمتر مصرف می ‌شود، اما حجم دودی که از طریق آن وارد بدن می‌ شود، ۱۰ تا ۲۰ برابر دود ناشی از مصرف سیگار است.
تحقیقات ثابت کرده است افراد سیگاری تا زمانی که میزان نیکوتین دریافتی در آنها به آستانه ی مورد نیاز برای رفع حالت وابستگی برسد، به کشیدن سیگار ادامه می ‌دهند. پس با فرض جذب بخشی از نیکوتین موجود در دود قلیان در اثر عبور آن از آب، مصرف‌ کنندگان قلیان برای رسیدن به آستانه ی ارضای وابستگی، با استنشاق مقادیر بسیار زیادتر دود، در معرض مقادیر بیشتری مواد شیمیایی سرطان‌زا و گازهای خطرناک مثل منو‌اکسید‌کربن قرار می گیرند.
این موضوع مصرف‌ کنندگان قلیان و اطرافیان آنها را که در مواجهه با دود تحمیلی آن قرار دارند، همانند مصرف ‌کنندگان سیگار به انواع سرطان ها، بیماری های قلب و عروق، تنفسی و آثار سوء در دوران بارداری مبتلا خواهد ساخت.
کشیدن قلیان حجم تنفسی بدن را کاهش داده و مواد سمی ناشی از نوع توتون و تنباکوی قلیان، سلامت افراد را با خطر روبرو می ‌کند این ترکیب به ‌علت حرارت زیاد، موادی را وارد بدن می‌ کند که عوارض ناگواری برای انسان به ‌دنبال دارد .
شخص مبتلا به بیماری‌های مختلف ریه اگر به استعمال دخانیات و کشیدن قلیان ادامه بدهد بدون شک مبتلا به سرطان ریه و دستگاه تنفسی خواهد شد، متأسفانه به اکثر تنباکو‌هایی که در سال های اخیر به بازار آمده اسانس‌هایی اضافه می‌ شود که این اسانس ها علاوه بر تحریک دستگاه تنفس موجب حساسیت و آلرژی می‌ گردد، بنابراین علاوه بر بیماری‌های ذکر شده، رینیت آلرژیک و سرفه‌های مزمن همراه با خلط را برای فرد به همراه دارد.
این تصور، تصوری کاملاً غلط است، که اگر دود قلیان وارد ریه نشود و فقط از راه دهان خارج شود، آسیبی به ریه‌ها وارد نمی ‌شود چون دود از طریق مخاط دهان و حنجره جذب بدن گشته و آثار سوء خود را می ‌گذارد. حتی در هوایی که دود قلیان آزاد می ‌شود، افرادی که قلیان نمی‌ کشند و در معرض دود قرار گرفته اند، در طولانی‌ مدت دچار عوارض آن خواهند شد.
بر خلاف تصور عمومی که عده‌ای معتقدند وجود آب قلیان جلوی مواد مضر و سمی آن را می‌ گیرد،‌ بیشتر این مواد سمی از جمله نیکوتین و خاکستر وارد ریه می ‌شوند و به خاطر دَم‌های عمیقی که فرد برای جذب دود می ‌زند،‌ تخریب‌های جدی به حبابچه‌های ریه وارد می‌ شود.همچنین به دلیل مرطوب بودن راه‌های هوایی و مجرای خروج دود، قلیان می ‌تواند عامل مهمی جهت رشد میکروب ها و قارچ ها باشد و این میکروب‌ها و قارچ ها به راحتی توسط دود، وارد دستگاه تنفس شده و ایجاد عفونت های مزمن می‌ کند.
سرطان ریه،‌ سرطان لب و دهان و حنجره،‌ سرطان مری و معده،‌ لوزالمعده، کبد و سرطان روده بزرگ از عوارض بد‌خیم و زخم‌های گوارشی , ریفلاکس معده(برگشت اسید معده به مری) ازجمله عوارض خوش‌خیم استفاده از سیگار و قلیان هستند
علاوه بر بیماریهای مرتبط با تنباکو ، مصرف اشتراکی قلیان می تواند منجر به افزایش احتمال میکروب سل و ویروسهایی مثل هرپس و هپاتیت شود.موارد دیگری که با مصرف قلیان ارتباط دارد مثل اگزمانی دست ، مشکلات دندان بدنبال کشیدن دندان ( آلوئولیت متعاقب کشیدن دندان) و تحلیل استخوانی بصورت عمودی در ناحیه پری اودنتال.
در مطالعه ای بر روی کودکان لبنانی در مورد ۵/۸ درصد کودکانی که تنها در خانه با دود قلیان مواجهه داشته اند ، نسبت شانس بیماریهای تنفسی نسبت به کودکانی که مواجهه با دود نداشته اند ۵/۲ بوده است ، این نسبت شانس مشابه کودکانی است که تنها با دود سیگار مواجهه داشته اند . مصرف قلیان غیر سیگاری هایی مجاور فرد مصرف کننده قلیان و جنین مادران باردار را نیز با خطر مواجه می کند . مواجهه با مونوکسید کربن در طی حاملگی ممکن است برای جنین خطرناک باشد و تصور می شود که علت وزن کم هنگام تولد و نمره آپگار پایین(سندرم تنباکو – جنین ) مشاهده شده در نوزادان مادران سیگاری به همین علت باشد. سندرم تنباکو جنین مسلماٌ خطری برای زنانی که قلیان هم مصرف می کنند خواهد بود ، این زنان با افزایش خطر داشتن کودکانی با وزن کم هنگام تولد مواجه می باشند
● نتیجه گیری
بر خلاف تصورو باور عمومی که معتقدند ضررقلیان از سیگار وسایرمواددخانی کمتربوده وآب قلیان جلوی مواد مضر و سمی آن را می‌ گیرد،ولی باتوجه به میزان ومدت مصرف قلیان باید اذعان نمود که ضرروعوارض جسمی وروانی استعمال قلیان از سیگار وسایرمواددخانی نه تنها کمتر نبوده بلکه میزان ونوع عوارض آن بیشتر ومتنوع تر می باشد واین باورهای غلط درموردمصرف قلیان در جامعه وبخصوص جوانان ونوجوانان رواج داشته وباعث افزایش شیوع مصرف قلیان درجامعه بخصوص در بین دختران وزنان گردیده است. لذا باید با اگاهی دادن به جامعه از طرق مختلف وبخصوص به جوانان ونوجوانان در زمینه باورهای غلط ومضرات استعمال قلیان آموزش فراگیر داده وزمینه ازبین بردن این باورها راایجاد کرد که پیشنهاد می شوددرزمینه های ذیل باید برنامه ریزی واقدام نمود:
▪ اجرای مداخله آموزشی درخصوص ازبین بردن باورهای غلط درمورد قلیان و اتخاذ عملکردهای پیشگیری کننده از کشیدن قلیان به عنوان یک رفتار پرخطر ودروازه سایر رفتارهای پرخطر در بین بزرگسالان و نوجوانان .
▪ مسئولان وزارت بهداشت ودرمان باهماهنگی وزارت آموزش وپرورش نسبت به برنامه ریزی آموزش دانش آموزان براساس الگو های آموزشی وبصورت مستمر جهت اصلاح باورهای غلط و پیشگیری از استعمال قلیان اقدام نمایند.
▪ از گروههای همسالان جهت انتقال آموزشها به عنوان لیدر در مدارس ومحلات استفاده گردد
▪ دربرنامه های آموزشی ودرسی دانش آموزان مطلب آموزشی مناسب جهت اگاهی وراهنمایی دانش آموزان ومعلمان درنظرگرفته شود.
▪ برنامه های آموزشی فراگیرازطریق رسانه های جمعی وهمچنین استفاده از تیزرهای آموزشی جذاب ومناسب بطور مستمر تهیه وارائه گردد.
▪ قوانین پیشگیری از استعمال قلیان به خصوص درمورد نوجوانان بصورت جدی ومستمرتصویب و اجراگردد.

و اما :


مسئولین محترم :

آقایان /نمایندگان / مسئولین

آیا می دانید که در قهو ه خانه های همین شهر چه می گذرد ؟

آیا می دانید چه جوانانی شبانه روز در این قهو ه خانه ها ی مجوز دار چه می کشند .

بخدا و به حضرت عباس قسم  جوانان شما که همان  آیند ه سازان این جامعه اسلامی هستند در خطرند و همه بی خیال

به فکر باشید  پس از قلیان شیشه و ....... در انتظار جوانان شما است و .......

السلا م و علیک یا ابا عبدالله

سم الله الرحمن الرحیم


السلام علیک یا ابا عبدالله


لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین

لا اله الا انت سبحانک انی کنت من المستغفرین

لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الموحدین

لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الخائفین

لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الوجلین

لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الراجین

لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الراغبین

لا اله الا انت سبحانک انی کنت من المهللین

لا اله الا انت سبحانک انی کنت من السائلین

لا اله الا انت سبحانک انی کنت من المسبحین

لا اله الا انت سبحانک انی کنت من المکبرین

استا ندار خراسان

روایت جدید از شیوه برکناری استاندار خراسان رضوی/ صلاحی استعفا نداده است

مجلس - مهر نوشت:

نایب رئیس مجمع نمایندگان خراسان رضوی با تاکید بر اینکه استاندار خراسان رضوی توسط دولت برکنار شده و به هیچ وجه بحث استعفای وی مطرح نبوده است، جزئیاتی از شیوه اعلام برکناری به محمود صلاحی را روایت کرد.
غلامرضا اسداللهی در گفتگو با مهر با اشاره به تغییر محمود صلاحی استاندار خراسان رضوی در روزهای اخیر گفت: آقای صلاحی مدیری ارزشی و رزمنده بود و توانست در دوران استانداری خراسان رضوی بسیار خوش بدرخشد.

وی با بیان اینکه برکناری استاندار خراسان رضوی در آستانه انتخابات شبهه سیاسی دارد، گفت: این برکناری این شبهه را به وجود می آورد که دولت می خواهد در آستانه انتخابات نیروهای مورد نظر خود را در استانها بگذارد.

نماینده مردم تربیت جام خاطرنشان کرد: تغییر محمود صلاحی در راستای تغییر بیش از ده استاندار کشور در آستانه انتخابات صورت گرفت.

اسداللهی با تاکید بر اینکه برخلاف اعلام معاون سیاسی وزیر کشور صلاحی استعفا نداده بلکه توسط دولت برکنار شده است، گفت: وی به عنوان مدیر برتر در حوزه پدافند غیر عامل انتخاب شده بود و برای دیدار با مقام معظم رهبری در تهران به سر می برده است که بعد از این دیدار مهم به آقای صلاحی می گویند شما دیگر در استان خراسان رضوی مسئولیت ندارید.

وی تاکید کرد: تاکنون هیچ دلیلی برای برکناری محمود صلاحی مطرح نشده است و ما تعجب می کنیم چرا این مدیر موفق برکنار شد.

نایب رئیس مجمع نمایندگان خراسان رضوی درباره برخی شنیده ها مبنی براینکه علت برکناری صلاحی استاندار خراسان رضوی حضور در مراسمی بوده که در آن جلسه به شدت از احمدی نژاد و دولت وی و شرایط وی انتقاد شده است، اظهار داشت: همزمان با روز عرفه مراسم سالگرد شهادت سرلشکر ساجدی در مشهد با حضور حجت‌الاسلام نقویان و محمد باقرقالیباف شهردار تهران برگزار شد که آقای صلاحی نیز در جهت وظیفه اخلاقی و دینی خود در این مراسم شرکت کرد.

وی گفت: در این جلسه به غیر از آقای قالیباف، همه طیف های فکری و سیاسی حضور داشتند و در ضمن قالیباف در اواسط مراسم حضور یافت.

گفتنی است محمود صلاحی استاندار خراسان رضوی به مدت 3سال و55 روز استاندار این استان بود.

اظهارات اسداللهی در حالی مطرح است که در روزهای اخیر اخبار ضد و نقیضی درباره رفتن صلاحی از استانداری مطرح شده است . از جمله صولت مرتضوی معاون سیاسی وزیر کشور و رئیس ستاد انتخابات امروز چهارشنبه در نوزدهمین نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری ها در مورد برکناری استاندار خراسان رضوی گفت: آقای صلاحی استاندار خراسان رضوی خودشان بنا به دلایلی درخواست استعفا کرده بودند که با استعفای ایشان موافقت شد.

همچنین سردار غفاری سرپرست استانداری خراسان رضوی در پی برکناری صلاحی گفت: از چندی پیش آقای صلاحی اصرار داشت که از سمت خود کناره گیری کند، اما این موضوع با مخالفت وزیر کشور مواجه شده بود. وی ادامه داد: اواخر هفته گذشته دکتر صلاحی با وزیر کشور مذاکره ای انجام داد و قرار شد وی دیگر استاندار نباشد.

غفاری افزوده بود: در استان شایعه شده که "صلاحی" بخاطر برکناری یکی از معاونانش، عزل شده است، اما باید بگویم دستور عزل این معاون از یکسال گذشته توسط رئیس جمهور داده شده بود اما بنا به دلایلی عزل وی اجرایی نشده بود تا اینکه هفته گذشته وزیر کشور خواستار اجرای دستور رئیس جمهور شد.

درجلسه امروز هیات دولت محمدحسین فروزان مهر به عنوان استاندار خراسان رضوی معرفی شد.

/2727

کد